«چند باری هم با نوجوانان روبهرو شدم که تصاویر روی کارتشان با چهره خودشان تفاوت داشت. در این مواقع حسابی کفری میشدم و دلم برای والدین آنها میسوخت؛ بنابراین چارهای جز برخورد قاطع نداشتم چرا عکس شما به خودتان شباهت ندارد؟ راست و حسینی بگو با چه ترفندی خودت را به اینجا رساندهای؟ تو که سنوسالی نداری! ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس «منوچهر مهجور» است که تقدیم حضورتان میشود.
فرازی از وصیتنامه شهید «رمضانعلی برجعلیتبارفرد»؛
شهید «رمضانعلی برجعلیتبارفرد» در وصیتنامهاش مینویسد: «راه شهدای عزیزمان را ادامه دهیم. آنها رفتند و مسئولیت سنگینی را بر دوش ما گذاشتند و ما باید راه آنها را ادامه دهیم ...»
همزمان با سالروز شهادت «مرتضی واعظی» در وصیتنامه این شهید بزرگوار میخوانیم: «حجاب خود را که کوبندهتر از خون ماست، حفظ نمایید که حضرت فاطمه (س) الگوى زنان و حضرت زینب کبرى (س)، الگوى صابران و حسین بن على (ع) الگوى شهیدان مىباشند ...»
شهید «عبدالله زالبیگی» در وصیتنامهاش مینویسد: «اکنون مردم و جوانان این کشور باید اسلام را زنده کنند و در این راه از شهادت هیچ ترسى نداشته باشند؛ شهادت هدیهاى است الهى براى کسانى که لایق باشند ...»
همزمان با سالروز شهادت شهید «عبدالله محمدیانارداقی» در وصیتنامه این شهید بزرگوار میخوانیم: «به زنان ایران شهیدپرور بگویید: حجاب اسلامی را رعایت فرمایید ...»
شهید «علی صادقیجهانی» در وصیتنامهاش آورده است:«اى بندگان خدا! بیایید آرزویمان جز شهادت در راه حق نباشد؛ من رو سیاهِ درگاه حق نیز آرزویم همین است و بس ...»
شهید «علی سلیمانیها» در وصیتنامهاش آورده است: «من با شهادتم، غاصبان قدس، حرمین شریفین و عتبات عالیات و تمامی اماکنه مقدسه و کاخ نشینان شرق و غرب را به زنجیر خواهم کشید ...»
شهید «تقی آجرلو» در وصیتنامهاش آورده است: «مردم سلحشور! غیر از اسلام، راه دیگری را ادامه ندهید و فقط به کتاب قرآن چنگ بزنید. همچنین همبستگی و هماهنگی در میانتان باشد و نگذارید دشمنان بینتان تفرقه بیندازد ...»
شهید «علی رحمانی» در وصیتنامهاش آورده است: «البته چیز زیادی نیست که از یک خانواده هشت نفری، یک نفر هم سرباز و قربانی اسلام و امام زمان (عج) بشود ...»
همزمان با سالروز شهادت شهید «علیاکبر خمسهای» در وصیتنامه این شهید بزرگوار میخوانیم: «از فرزندانم به نحو احسنت نگهدارى نمایید، آنان را تربیت اسلامى نموده و تحویل جامعه دهید و دخترها را زینب گونه تربیت کنید ...»
«زمانی که ایشان در سمت کارگزینی اداره بود. همیشه دو خودکار در جیبش میگذاشت. یک خودکار را با پیچیدن کاغذی دور آن علامتگذاری کرده بود که با دیگر خودکارها فرق کند ...» ادامه این خاطره از زبان همرزم شهید «محمدهادی بازیار» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
«به همسرم گفتم چرا «محمدهادی ظاهرت» خسته و سیاه شده است، گفت خدا مرا قبول نکرد به همین دلیل، رو سیاه برگشتم ...» ادامه این خاطره از زبان همرزم شهید «محمدهادی بازیار» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
شهید «محمدهادی بازیار» در وصیتنامهاش آورده است: «از همه مسئولان میخواهم که از هوای نفس، شهرتپرستی و قدرتطلبی پرهیز نمایید که این کارها جزء پایمال کردن خون هزاران شهید نیست ...»
شهید «محمدعلی تفضلی» در وصیتنامهاش مینویسد: «در برابر خانواده شهدا سرافراز باشید و در آخر برای من گریه نکنید؛ چون من خود خواستم که این سرنوشت من باشد ...»