او مملو از عشق و ايمان ، و آگاه به خطرات راهش با پشت پا زدن به تمام ماديات زندگي ، در حالی که دانش آموز چهارم دبیرستان در رشته علوم تجربی بود سنگر مدرسه را رها كرد و اين سفر بزرگ را كه مقصدش شهادت بود آغاز نمود .
هیچ رزمنده و فرماندهی فراموش نمی کند که چگونه سه شبانه روز در خط مقدم پياپي جنگيد و سه پاتک سنگین گارد ریاست جمهوری عراق را دفع کرد. تا جزاير مجنون حفظ شود و حرف امام بر روی زمین نماند .
در اين ايام بود كه مرغ روح آزاده اش به عشق حضور در جبهه هاي كربلاهاي ايران در تب و تاب افتاد و هفتم دیماه 1364 كلاس درس را رها كرد و راهي جهاد با كفار شد .
وقتي كه انسان از دنيا مي رود اگر خدا را عبادت نكرده از خدا مي خواهد كه يك لحظه باز او را زنده كند تا خدا را عبادت كند ، چه خوب است كه همه كارهاي انسان براي رضاي خدا باشد .
درخت اسلام خون مي خواهد و كسي كه اين راه را انتخاب كرده بايد خون بدهد و من نيز آمده ام تا وظيفه ام را اجرا كنم . ما كه شهادت را افتخار خود مي دانيم پس از كشته شدن باكي نداريم .
شايد وصيت نوشتن براى جوانان كه هنوز عمرى را نگذرانده اند بسيار سخت باشد . جوانانی که با هزاران اميد در دل وچه دردناك است اين قصه هر لحظه بايد مرگ را در برابر ديدگان خود ببيند .
در 8 سال دفاع مقدس بیش از بیست ماه حضور در مناطق جنگی و جبهههای نبرد حق علیه باطل در ، درعملیات های مختلف از جمله فتحالمبین،رمضان،محرم ، والفجر مقدماتی و ...حضور داشت .