وي با اخلاق خوبش همه را مجذوب خود مي کرد و در جلسات مذهبي و ايام محرم استقبال مي کرد او هميشه استکبار " آمريکا ، شوروي ، انگليس " را دشمن اسلام و مسلمين مي دانست ...
شهيد اسداله پارسا در وصیت خود می نویسد: «شما برادرانم اين راه را که من رفتم شما هم برويم، این راه ، راه الله است . راه امام را بپيمائيد و از امام جدا نشويد و امام را تنها نگذاريد...»
اى جوانان متعهد و حزباللهى چون ابر شويد و رحمت خدا را بر مستضعفان بباريد و شمشيرى باشيد بر مستكبرين فرود آييد و روحى باشيد كه جامعه را زنده كنيد و چون سيلى خروشان كاخهاى ستمگران را ويران سازيد و همانند آتش شعله كشيده، خانه و حيات توطئهگران را بسوزانيد.
از اينکه بدون اجازه شما به جبهه آمدم عذر مي خواهم چون وقت کافي نبود که به حضورتان برسم اگر شهيد شدم افتخار کنيد چون توانستيد امانتي که خدا به شما عطا کرده بود و مي توانست هر آن از شما بگيرد به بهترين وجه او را به درگاهش تقديم کرديد...
دوران راهنمايي مشغول تظاهرات و راهپيمايي بود، که انقلاب به پيروزي رسيد. بعد از اتمام دوران تحصيلات راهنمايي حدود يک سال مشغول کشاورزي شد تا اين که جنگ شروع شد و شهيد از طرف بسيج به جبهه اعزام شد...
شهيد حاج حسن قلي اسماعيلي هر چند که سواد نداشت ولي در علم و معنويات مانند يک فيلسوف بود و نماز و اصول و فروعات دينش را بخوبي خوب و به طور کلي انجام مي داد...
شهيد محمد اسماعيل چوبينه در وصیت خود می نویسد: «چه سعادتى بزرگتر از شهادت در راه الله ، آيا از اينكه فرزندتان به سعادت ابدى رسيده ناراحتى و بى تابى مى كنيد شما بايد خوشحال باشيد چون عكس العمل هركس درمقابل خوشبختى ديگرى خوشحالى و شادمانى است...: