خاطرهای از شهید «احمد ذاکری»
پدر شهید تعریف میکند: با فرار شاه و آغاز جنگ، احمد لباس رزم پوشید و آماده دفاع از کشور شد. روزی که برای گرفتن اجازه مرخصی پیش او ایستادم، قلبم از شدت نگرانی به تپش افتاد؛ اما عزم راسخش را که دیدم، دلم نیامد ناامیدش کنم و اجازه رفتن دادم. احمد با گامهایی استوار به سوی میدان نبرد حرکت کرد.