همسر شهید «یوسفی» روایت میکند؛
«وقتی برای ماموریت خطرناک کردستان عازم شد، با دلشوره را زیر قرآن رد کردم. دو ماه انتظار، با دعا و جاروکردن خانه سپری شد؛ اما بازگشتش با چهرهای خسته و سکوتآمیز، نشان از روزهای سخت منطقه داشت ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید «صفرعلی یوسفی» است که تقدیم حضورتان میشود.