نوید شاهد - مادر شهید "سعید کریمی" در خاطره میگوید: «مرد مسافر اشک در چشمانش نقش بست و آنجا با تمام وجود برای سعید دعا کرد. وقتی به هیئت رسیدند دختر کنار سفره حضرت رقیه نشست و پدر کنار سعید شروع کرد به درد دل کردن که خدا برایت خوش بخواهد از صاحب امشب درخواست می کنم که هر حاجتی داری خودش به دل سوخته من به تو ببخشد، جوانمردی کردی من را جلو دخترم روسفید کردی، پسرم امشب دل دخترم هیئت امام حسین را می خواست و من نمی توانستم حاجت و درخواستش را به اجابت برسانم والله که خودم هم دوست داشتم و تو مرا به آرزویم رساندی. برای سعیدم دعای عاقبت بخیری کرده بود باز برایش دعا کرده بود که به مراد دلش برسد. شاید مراد دل سعید من شهادت بود. چقدر زیبا سعید مرا به مراد دل رساندی...» ادامه متن خاطره این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.