گفتگوی اختصاصی با مادر شهید بهادری؛
«روز آخر موقع بدرقه اش چهره اش بسیار نورانی و چشمانش یک برقی خاصی داشت. موقعی که سوار اتوبوس شد یک دفعه دلم لرزید و احساس کردم بار آخری هست که میبینمش. وقتی به منزل برگشتم پدرش نگاهی به من کرد و گفت:«امیرحسین شهید میشه»، من با ناراحتی گفتم:«چرا اینحرف را میزنی» و پدرش آرام گفت:«موقع رفتن امیرحسین چهره اش و لحن حرف زدنش خیلی تغییر کرده بود» و عاقبت همین شد این آخرین دیدار ما امیرحسین بود...» آنچه خواندید بخشی از سخنان مادر شهید «امیرحسین بهادری» در گفتگو با نوید شاهد خوزستان است. شما را به خواندن متن کامل این گفتگو دعوت می کنیم.