خاطرات/
«جمشید، گوشه ای ازاتاق نشسته است و زل زده است به دختر کوچکش و بی مقدمه می گوید: «دوست دارم برای آخرین بار، سیر او را نگاه کنم». همسرش می پرسد: «چرا آخرین بار؟» و سید زمزمه می کند که « به دلم گواهی شده است آخرین باری است که به خانه بر می گردم...» در ادامه خاطرات شهید سید جمشید صفویان را از زبان همسرش در نوید شاهد بخوانید.