نوید شاهد - صفحه 1994

نوید شاهد
بانک سوژه ایثار و شهادت (62)

صدام به درك واصل شد!

نوید شاهد: شهید برونسی تعریف می کرد: یکبار که به مرخصی رفته بودم. بچه کوچکم که سه یا چهار ماهه است داخل اتاق مشغول بازی بود.
بانک سوژه ایثار و شهادت (65)

افسر كوچك!

دو نوجوان در بحبوهۀ نبرد با دشمن، ناگهان راه خود را گم می کنند و ناخواسته به سمت سنگرهای دشمن می روند.

خصوصيات برجسته شهيد حسین خرازی

نوید شاهد :شهید خرازی با قرآن و مفاهیم آن مانوس بود و قرآن را با صدای بسیار خوبی قرائت می‌كرد. روزهای عاشورا با پای برهنه به همراه برادران رزمنده خود در لشكر امام حسین(ع) در بیابانهای خوزستان به سینه‌زنی و عزاداری می‌پرداخت و مقید بود كه شخصاً در این روز زیارت عاشورا بخواند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (58)

از همدان تا برزيل

سال 1377 به اتفاق امام جمعه همدان آیت الله موسوی همدانی در منزل پدر دو شهید رفته بودیم پیرمردی نفس نفس زنان خود را به جمع ما رساند و بدون معطلی گفت خاطره ای از فرزند شهیدم را می خواهم برایتان بگویم: یک پسر داشتم معلم بود[اوایل انقلاب بود] زمان کوپن دادن یک نفر جسارت می کند به ایشان.
بانک سوژه ایثار و شهادت (57)

مأموريت عجيب!

خلبان شهید مصطفی اردستانی از بزرگترین دلاوران نیروی هوایی ارتش جمهور اسلامی است. او به همراه خانواده اش در پایگاه تبریز زندگی می کرد.
بانک سوژه ایثار و شهادت (56)

يك تانك، صدها دشمن

در عملیات آزاد سازی مهران، یک تانک نیروهای ایرانی ـ که از جملۀ تانک های به غنیمت گرفته شده از عراق هم بود ـ در اثر یک اشتباه فنی، ناگهان به سمت نیروهای عراقی می رود.
بانک سوژه ایثار و شهادت (55)

مهربان ترين امام

سردار قربانی، قبل از عملیات بزرگ خیبر، در عملیات شناسایی جادۀ بغداد ـ بصره 450 نفر از عراقی ها را اسیر می کند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (53)

ماجراي نامه هاي ارشد

سربازها دور هم جمع می شوند. شهید ارشد نوری نامه های آنها را بینشان تقسیم می کند.

همت به روايت همسر شهيد

نوید شاهد: در کتاب قطور تاريخ فصل جديدي به نام انقلاب اسلامي و به نام انسان نوشته شده است . اين فصل از جنس بهار است ولي به رنگ سرخ نوشته شده است و خزاني به دنبال ندارد . اين فصل داستان تجديد عهد انسان در روزهاي پاياني تاريخ است و براي همين با خون و اشک نوشته شده است ؛ خوني که يک روز در اين سرزمين بر خاک ريخته شد و اشکي که روزي در وداع ، گوشه چادري پنهان شد و روزي ديگر بر سر مزاري به خاک فرو شد ؛ و امروز باز هم جاري مي شود تا يک بار ديگر گرد و غبار ناگزير زمان را از چهره سرداران روزهاي انتظار بشويد .
بانک سوژه ایثار و شهادت (51)

كشتي

روز جمعه بود و تماشاگران گِردِ ميدان اصلي شهر(راه آهن مشهد) جمع شده و منتظر آغاز مبارزات هفتگي كشتي گيران محلي(چوخه) بودند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (48)

اسبي كه در فراق صاحب شهيدش، خود را كشت!

حمید رضا از بچگی اسبی داشت که خودش او را تربیت کرده بود. لازم بود فقط نام محلی را که می خواست برود کنار گوش اسب بگوید، چند دقیقه بعد در محل مورد نظر بود!
بانک سوژه ایثار و شهادت (47)

نوجوان مجردي كه بعدا همسرم شد!

خرداد سال 65 در بیمارستان اهواز بیمار بودم. مجروح نوجوانی در آنجا بستری بود که دچار موج گرفتگی شده بود.
بانک سوژه ایثار و شهادت (44)

علم الهدي و سيرك مصري ها

در سال 1351، كاروان سيرك مصري، اهواز را براي اجراي برنامه‌هاي خود انتخاب كردند
بانک سوژه ایثار و شهادت (43)

سرهنگ مجروح با لباس پزشك از بيمارستان مي گريزد!

سرهنگ منوچهر كه با نيروي تحت امرش – گردان 153 ارتش – رشادت‌هاي زيادي از خود بويژه در مورد شهر آبادان انجام داد، بعلت جراحتهاي شديد به دستور تيمسار فلاحي عازم بيمارستان مي‌شود.
بانک سوژه ایثار و شهادت (41)

پرتاب از تيش تيش

احمد باسامی از نیرو های فعال سازمان پیشمرگان مسلمان کرد مریوان در اردیبهشت 63 در درگیری با ضد انقلابیون در منطقه تیش تیش مریوان به اسارت در می آید.
بانک سوژه ایثار و شهادت (40)

تنها شهيد كودتاي آمريكايي!

سرگرد سخایی در هنگام کودتای 28 مرداد 1332 فرمانده شهربانی کرمان بود که پس از مقاومت در برابر مامورین شاه به طرز فجیعی به شهادت رسید.
بانک سوژه ایثار و شهادت (38)

شهيد عاشورا

شهيد محمدرضا عاشورا پس از مجروحيت در عمليات والفجر هشت، به بيمارستان در اصفهان منتقل شد.
بانک سوژه ایثار و شهادت (37)

نمازي كه قضا شد

در ارديبهشت سال 61، حين مرحله اول عمليات الي بيت‌المقدس، در حوالي جاده‌ي اهواز ـ خرمشهر، ساعت حدود يازده ظهر، آخرين پاتك عراق تمام شد.
بانک سوژه ایثار و شهادت (33)

شهيدي كه خبر شهادت خود را داد

پاسداران، محمود شاه رضايي، حاجعلي حمزه‌اي، علي سلطاني، عبدالله دانيال و عليرضا اللهياري پس از دو ماه عضويت در سپاه در روز 31 شهريور 59 در قصر شيرين به اسارت دشمن بعثي در مي‌آيند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (32)

يك هفته شهر مبهوت يك شهيد

هميشه روزه بود جبهه هم كه مي‌رفت با فرمانده‌اش قرار مي‌گذاشت كه 10 روز جابجايش نكنند تا بتواند قصد كند و روزه بگيرد.
طراحی و تولید: ایران سامانه