نوید شاهد - صفحه 1835
۱۰//۱۴۰۵
۰۲:۰۴
فا
فارسی
English
العربیة
خانه
اخبار
عکس
فیلم
اسناد
کتاب
مجلات شاهد
ویژه نامه
پژوهش
استانها
جنگ تحمیلی سوم
موزه شهدا
جستجوی شهدا
تفال به وصایای شهدا
نوید شاهد
خاطرتی از شهید «رضا قندالی»؛
خاطراتی از شوخ طبعی شهید «رضا قندالی»
خاطراتی از شوخ طبعی شهید «رضا قندالی» از زبان دوستان و خانوادهاش بیان شده است که در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس میخوانیم.
منتخبی از کتاب خاطرات شهدا؛
پس این حوریهای بهشتی کجایند؟
خاطرهای از شهید «سیّد هاشم آراسته» نقل شده است که از روزی که رزمندگان روبروی تانکهای عراقی قرار میگیرند و سیّدهاشم تیر میخورد حکایت میکند.
یکی از دو کپسول را که در منزل داشته به امر خیر اختصاص داده بود
خاطرهای از «شهید محمود خضرایی» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس همنوعدوستی این شهید را حکایت میکند.
دو خاطره از شوخ طبعیهای «شهید مهدی باکری»
در کتاب «سیره شهدای دفاع مقدس؛ نشاط و شوخ طبعی»، خاطراتی از حس شوخ طبعی شهدا آمده است.
نشست دانش افزایی در معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید برگزار شد
نشست از سلسله نشستهای دانش افزایی با حضور دکتر رضا مومنین معاون اسبق پژوهش بنیاد شهید، برگزار شد.
بهار آیین
افق از بوی تنت یکسره عطر آگیین است / لاله از خون رجز خوانی تو رنگین است
ایل ستاره
با ایل ستاره همصدایم بکنید / در بستر خورشید رهایم بکنید
کوچه ی ما
مثل باران پرندگانی بهاری / ناگهان می آیید
پلاک
سه واژه آدرس و خانه ای بدون پلاک / دچار می شود از نو به آزمون پلاک
زنجیر سرخ پلاک
ای گوژپشت کهنسال، پاییز در تو شناور / صد داغ در سینه داری، با تو اشک و آهم برابر
روزی که شهر جمله سراپا سپید بود
مردی که تا نجابت باران رسیده بود / مردی که نام کوچکش آری «حمید» بود
غزل شهود
که بود آنکه مرا در وجود من گم کرد / تمام بود مرا در نبود من گم کرد
اندوه شاعرانه
آتش گرفته اند غزل های دفترم / با یاد آن کبوتر، در خون شناورم
همبال نسیم
در باغ دلم تازه گلی سر زد و گم شد / یکباره پرستو شد و پرپر زد و گم شد
شوقی برای پَر زدن
اینجا گلاب و پنجره از یاد می روند/ شب های اشک و خاطره از یاد می روند
با آن همه پرنده
گفتید عاشقیم و جراحت نداشتید/ایمان به ابر های اجابت نداشتید
شکوفه ی زخم
اگر چه خانه پر از عکس و نام و نامه ی توست / غریب شهری و زخمت شناسنامه ی توست
کدام مرد...؟
میان غربتی که مثل غربت تو نیست/نشسته ایم و صحبت از شهادت تو نیست
ققنوس
اشکتان در آسمان زخم پرپر می زند/ بس که در اقلیمتان بال کبوتر سوخته
وقتی زدند سکه به نامت...
فردا که چشم ها به تکلم در آید آه / می ترسم از عذاب قیامت پرنده ها
<
1830
1831
1832
1833
1834
1835
1836
1837
1838
1839
>
تازهها
۷بمب شیمیایی بر سر ۱۲ هزار نفر بیپناه
«آهن و آفتاب» روحالامین منتشر شد؛ نقشی از صحنه شهادت حضرت ابوالفضل(ع)
برچسب منتخب
گروه مجلات شاهد
بنیاد شهید و امور ایثارگران
طراحی و تولید: ایران سامانه