نوید شاهد - صفحه 1807

نوید شاهد

کارکنان و بازنشستگان معاونت فرهنگي و آموزشي بنياد شهيد تقدير شدند

مراسم تجليل از بازنشستگان و کارمندان معاونت فرهنگي و آموزشي بنياد در آستانه ميلاد امام محمدتقي (ع) و امام علي (ع) و روز بزرگداشت مرد با حضور مديرکل فرهنگي و آموزشي بنياد برگزار شد.

استجابت دعا

واقعیت آن است که خود شهدا راه کار را به ما نشان می دهند و با عنایت و توجه ائمه معصومین موانع و مشکلات را از پیش روی ما بر می دارند.

عنایت آقا ابا عبدالله

فردا هم که روز ولادت شما بزرگوار است، این مقر هم که به نام خود شماست. آقا! شما خودتان عنایتی کنید؛ عیدی به این بچه ها بدهید» ما از فردای آن روز، یعنی از چهارم شعبان تا نیمه شعبان، در واقع طی یازده روز پیکر پاک یازده شهید را پیدا کردیم.

این چه رازیست!...»

لطف کنید و از خدا برایم شهادت را بخواهید. از این جمله علی تنم لرزید. چنین آرزویی برای یک عروس، در استثنایی ترین روز زندگی، بی نهایت سخت بود، سعی کردم طفره بروم اما علی قسم داد در این روز این دعا را در حقش کرده باشم. بنا چار قبول کردم.

حنای سرخ

گفتم:«از رنگ قرمز حنا خوشم نمی آید ». در جوابم گفت:« این موها و ریشها می خواهند با خون سرخ خضاب بسته شوند...» وقتی پیکر مطهر شهید را برایمان آورده بودند ریشش با خون خضاب شده بود.

انشالله عروسی دختر عمو

خدایا یعنی هیچ کس نیست به داد من برسه من نمی خوام، بمیرم یک وقت دست غیبی آمد این دختر رو بیرون کشید و یک گوشه ای گذاشت، گفت خدایا این دست چی بوده از کجا آمد دراین تاریکی دیجور ظلمات دنیا و آمد و من را نجات داد صدای غریبی گفت دختر عمو این دست همان یک مشت استخوانی بود که دیشب آمد.

نگاه کن پدر این نقشه های ایران است شلمچه

نگاه کن پدر این نقشه های ایران است / به من بگو که شلمچه کجای ایران است

آبی تر از آنیم

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم / از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

شهید زنده

گر چه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند / مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند

سیزده موذن نا آشنا

قبل از وارد شدن به منطقه تابلویی زیبا نطرمان را جلب کرد: با وضو وارد شوید، این خاک به خون مطهر شهدا آغشته است. این جمله دریای سخن و معنی بود.

خوشا آنان.......

خوشا آنان که با ایمان و اخلاص / حریم دوست بوسیدند و رفتند
وصیت نامه شهید حاج رمضانعلی ملک برمی

خونبهای ما خداست

امت اسلامي ايران، ملت شهيد پرور از آنجا كه من خود را يك فرد مسلمان دانستم رفتم به جبهه تا اسلام را ياري نمايم و اينك كه من شهيد شده ام تازه زندگي خودم را آغاز نموده ام و اين را بايد بدانيد كه چه معامله اي از اين بهتر كه خون بدهی خونبهايت خدا باشد خون بدهی فشار قبر نداشته باشي و در بهشت باشيد كه درختهاي آن و نهرهاي آب در زير آنها جاري باشد زندگي كني با پيغمبر و امامان همنشين باشي برادران عزيز بياييد به جبهه ها، نداي امام خود را لبيك گفته و جاي خالي برادراني را كه شهيد شده اند پر نماييد.

مرد هزار و يك شب

آمد صريح و موجز و شيوا و مستدل / پيچيده توي كوچه بن بست يک غزل

كجا می برد

بي سايه مرا آن نور، با خويش كجا مي برد / بي پرسش بي پاسخ، مي رفت و مرا مي برد

به پیشگاه سبز شهید

بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن / تمام لحظه هایم را به لبخندی معطر کن

عنایت عکس شهید

این عکس انگار با من حرف میزند وقتی تو بحر آن رفتم قلبا به اسلام رو آوردم و مدتی است که هر پنج شنبه اینجا می آیم.

فجر انقلاب

برخيز، كه فجر انقلاب است امروز / بيگانه صفت، خانه خراب است امروز

شعر شلمچه

ز آه سینه ی سوزان ترانه می سازم / چو نی زمایه ی جان این فسانه می سازم

ترنم حضور

به تو اقتدا کرده بودم همان شب/ تو "ایّاک" خواندی و من "نستعین" را

سرمشق

هرروز اروندی به خون خفته ، از گونه هايت مي شود جاري / جامانده خرمشهر در چشمت ، با زخم هایی کهنه و کاری
طراحی و تولید: ایران سامانه