نوید شاهد - صفحه 1700

نوید شاهد
شهیدان شاعر(2)

«پیغام به روح الله» : سروده ای از استاد شهبد مرتضی مطهری

استاد مرتضی مطهری به سال 1298 ه.ش در شهرستان فریمان به دنیا آمد. سراسر دوران زندگی خود وقف خدمت به اسلام عزیز نمود و پس از سالها مبارزه در جبهه های مختلف فرهنگی، سیاسی در حوزه های علمیه و دانشگاهها سرانجام بتاریخ 58/2/12 توسط گروه فرقان به شهادت رسید.

شهیده لیلا لفیتی و نوزاد سوسنگردی که به آرامشی ابدی رفت

روز اول خرداد سال 1341 که نوزادی با گریه خود، شادی را به خانواده حاج فاضل لفیتی بخشید، هیچ کس نمی دانست که روزی همین دختر کوچک نورسیده، با شهادت مظلومانه اش، سند رسوایی مدعیان آزادی عربها از یوغ دشمنان خواهد شد.

"اسم من خاکریز است"

داستان اسم من یک خاکریز است به روایت «مرتضی سرهنگی» با زبانی ساده در رابطه با چگونگی ایجاد خاکریز و موارد استفاده آن که در جنگ بیان می‌شود را به رشته تحریر درآورده است.

برگزاری ششمین یادواره شهدای روستای «کهنک» دماوند

ششمین یادواره شهدای روستای کهنک شهرستان دماوند فردا (پنجشنبه) چهاردهم آذر ماه از نماز مغرب و عشا در مسجد امام جعفر صادق(ع) برگزار خواهد شد.

حکایتِ شجاعت

همسر شهید «قاسم بوربوراژدری» می گوید: دلیل خوشبختی ام شجاعت و مردانگی قاسم بود. در دوران سربازی و درگیری های انقلاب، از خدمت فرار کرده بود. جانش را به خطر انداخته بود تا عکسی از امام خمینی(ره) را زیر لباسش پنهان کند و با خود به خانه بیاورد.

گذری تصویری در موزه شهدای اردبیل

موزه شهدای استان اردبیل در خانه تاریخی رضازاده شهر واقع است و در دو طبقه دارای 77 ویترین دیواری، 19 ویرتین وسطی، 60 گالری و 120 غرفه است که با هدف ترویج فرهنگ ناب ایثار و شهادت، تصاویر مستند شهدا تابلوهای هنری با آثار مکتوب و آثار موزه‌ای به جا مانده از سه هزار و 400 شهید دوران دفاع مقدس، شهدای انقلاب اسلامی و مجاهدان راه حق و حقیقت را به تصویر کشیده است.

سرفه مي كند وطعم جبهه را،در هواي كوچه،مي پراكند...

سرفه كرد و از كنار من گذشت،چفيه پوش آشناي اين محل / او هنوز سر به زير و ساده است،مرد با خداي اين محل/ مي تواني از نگاه زرد او،خوشه هاي درد را درو كني

زینب گونه زندگی کنید

شهید «ناصر کاظمی» در وصیت نامه اش می نگارد: خواهرانم شما مثل حضرت زينب(س) در زندگيتان عمل نماييد و فرزندان خود را درست تربيت كنيد كه برای اباعبدالله الحسين گریه کنند.

سرفه

راه مي رد/ سرفه مي كند/ پلك مي زند/ سرفه مي كند

سر گلدسته هاي سبز يا قدوس،مي زد پر...

چنان پروانه،دور شعله ي فانوس مي زد پر/ دل دريايي اش،بر گرد اقيانوس،مي زد پر / زمان پر كشيدن بود واز شوقي كه مي جوشيد

ساعت صفر عا شقي

اينجا حلبچه است/ صداي بمب، نفير مرگ، جغرافياي سكوت/ هفت هزار سال راه آمده ام/ هفت هزار بار مرده ام

نسيم درد مي وزد...

ببين كه مثل يك غزل،پر از هجاي زخمي ام /نسيم درد مي وزد ،به شاخه هاي زخمي ام / در انتهاي اين سفر،سري به خلوتم بزن!

زخم تو زخم دل است...

زخم تو زخم دل است،كهنه نمي شود اگر/ كهنه كه نه!مي شود،تازه تر و تازه تر/ چرخ زنان مي رسي،مرد ميان دار شهر

ز پا ره هاي زخم او، بهار ،زاده مي شود...

شبيه ابر شعله ور،دل سوار سوخته/ وفتح كرده قله را،مه شيار سوخته/ هنوز بوسه مي زند،به رد پاي زخم ها

مادر شهید «ناصر کاظمی» میهمان فرزندش شد

مرحومه حاجیه خاتون کاظمی مادر گرامی شهید «ناصر کاظمی» از شهدای اسلامشهر به علت کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت.

دلم مثل نفسهايت، گرفته است...

انگار دريا،دل به رودي مي سپارد/ برسينه اش،وقتي سرم را مي فشارد/ بابا!دلم مثل نفسهايت،گرفته است اما خجالت مي كشم،باران ببارد
طراحی و تولید: ایران سامانه