در سالروز تاسیس بنیاد شهید و روز بزرگداشت شهید سه شهید گرانقدر از شهدای جنگ تحمیلی که کارمند بنیاد شهید استان البرز بوده اند را طی این مطلب معرفی می نماید.
اسلامی که ما آن را برای خودمان انتخاب کرده ایم دینی است که احتیاج مبرم به نگهداری و حفاظت دارد و ما نیز باید به هر قیمتی شده درخت بقای این مکتب را آّبیاری کنیم و این آب تنها خون پاک شهید است که بر زمین می ریزد و درخت آن را آبیاری می کند.
برای تولد فرزندش از جبهه آمد و بعد که می خواست به جبهه برگردد می خواست از زمین بلند شود و برود که زمین خورد و دست هایش را روی دیوار گذاشت و گفت: من ان روز را که به شهادت رسیده ام می بینم.
همان گونه که در جبهه ها نیز درخشید و سرانجام در راه ایمان و عقیده اش در روز نوزدهم اسفند ماه سال 65، در کربلای شلمچه در اثر اصابت تیر دشمن به سر و سینه و صورت مبارکش در عملیات کربلای پنج جان به جانان تقدیم کرد.
در سالروز عروج شهید « ابوالحسن اصلانی» منتشر می شود:
سالها چشمانتظار آمدنش بودم. حدس ميزدم ولي باز چشمانتظارش بودم. پنج سالي با خود گفتم شايد اسير باشد و بيايد اما وقتي اعلام كردند ديگر هيچ اسيري در عراق نمانده با خودم گفتم قطعاً شهيد شده است و منتظر استخوانهاي بچهام ماندم.