سردار پاسدار شهید حاج محمود قلی پور در سال 1332 در خانودهای مذهبی از پدری گیلانی و مادری اصفهانی دیده به جهان گشود. رئیس ستاد لشگر ۱۶ قدس گیلان بیش از یک دهه با منافقان در جنگلهای شمال و غرب جنگید تا در دوران دفاع مقدس مدال پرافتخار شهادت را کسب کند.
گفتوگوی اختصاصی نوید شاهد با «حمید شاهپوری» نویسنده کتاب «طعنۀ خاک»
نویسنده کتاب در خصوص وجه تسمیه کتاب طعنۀ خاک میگوید: سردار شهید احمد بابکان احساس میکرد عرصه برای او تنگ شده و زمین و زمان هم به او طعنه میزنند که همه رفتند و فقط تویی که از همقطارانت جا ماندهای!
فرازهايى از وصيتنامه شهيد "سيد مرتضى آيت الهى طباطبائى"
به فرموده امام خمینی مساجد سنگر مردم است. از کارهای شایسته ای که شهید آیت اللهی در زمان حیاتش به شدت به آن اهتمام ورزید، بازسازی مساجد و تشکیل کمیته در آن ها بود.
مادر شهید اصلانی در وصف فرزندش می گوید: پسرم فرزند شایسته ای برای خانواده ما بود و شبیهش را در خانواده نداشتیم. حاضر بودیم محمود شهید نمی شد ما به جای او شهید می شدیم. پسرم سر به زیر بود، طوری که همه محل از او تعریف می کردند.
شهید اصلانی در دلنوشته لطیفی که برای مادرش در وصف و ستایش مقام مادر نوشته است چنین می گوید:اکنون که جوانی نیرومند هستم بیش از اوقات دیگر به یک تکیه گاه معنوی احتیاج دارم و تصور می کنم برای من هیچ تکیه گاهی بهتر از لطف و محبت تو نباشد مادر.
شهيد "فايق محمودى" در وصیت نامه اش می گوید:از اختلافات بپرهيزيد و ديگران را به وحدت دعوت كنيد، اجتماعتان را زيادتر كنيد و سعى كنيد در مساجد جمع شويد و نمازتان را به جماعت بخوانيد و مواظب باشيد كه در محضر خدا معصيت نكنيد و با استقامت و پايدار باشيد.
برنامه رادیویی یاد یاران به سفارش اداره امور هنری معاونت فرهنگی آموزشی اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان شمالی تهیه شده که به معرفی شهدای این استان می پردازد. این برنامه به زندگینامه شهید "احمد رزاز" اختصاص یافته است.
خانواده صابری سه پسر به نامهای حسن، حسین و عباس داشت؛ سه برادر که با فاصله چند سال از یکدیگر به دنیا آمده و هر کدام مثل کوه پشت دیگری بودند. روزهای انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب و دفاع مقدس از این سه برادر سه مرد بزرگ ساخت.
شهید آل احمد معتقد بود آیت الله خمینی در زمان آیت الله بروجردی هم اعلم و شجاع بوده و مقام علمی او زبانزد خاص و عام است. او امر امام را امر رسول الله و امامان می دانست و خود را مقلد راستین امام می خواند.
شهید اکرامی در وصیت نامه اش می گوید: در اين لحظات كه مشغول نوشتن وصيت نامه هستم به اميد خدا چيزى به عمليات نمانده است و همه رزمندگان و لشگريان مهدى (عج) مشغول جمع آورى تجهيزات هستند كه بروند تا عالم را از فتنه پاك سازند؛ باشد كه ما هم جزء دهمين لشگريان باشيم و به ديدار و جمال حضرت منور گرديم و به زيارت حضرت ابا عبدالله الحسين برويم.
شهید اکرامی در وصیت نامه خود در حمد خداوند چنین نوشته است که : خدایا ما را به آن بندگانت بپيوند كه براى سبقت به آمرزش تو مى شتابند، آنانكه آبشخورشان را پاكيزه گردانيدى و آنان را به آنچه اشتياق داشتند رساندى.
انتظار شاید بهترین واژه برای توصیف حال مادرانشان باشد. نه پیکری در قبر برای گریه کردن دارند و نه پسری برای در آغوش کشیدن. تابوت خالی و مشتی خاطره تنها یادگاری باقی مانده از آنهاست. در ادامه شما را به خواندن مطالبی از شهدای مفقود الاثر که تاکتون در نوید شاهد تهران بزرگ منتشر شده است دعوت می کنیم.