شهید - صفحه 480

شهید

از بدو خدمت هر روز آماده شهادت هستم

شهید "حسن ابراهیم دولابی" پس از فارغ التحصیلی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران شد. همیشه می گفت: از بدو خدمت هر روز آماده این هستم که به شهادت برسم. این نشاندهنده ی عشق بی نهایت او به شهادت و آمادگی اش برای این دیدار بود.
گزارش تصویری

مراسم تشییع پیکر شهید امنیت "محمدمهدی رضوان"

نوید شاهد تهران بزرگ: محمد مهدی رضوان از بسیجیان گردان ۱۲۱ امام علی(ع) یگان امام حسن مجتبی(ع) بود. او در ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۸ در حال گشت اطلاعاتی،عملیاتی به منظور مقابله با جرائم و مفاسد اجتماعی و تأمین امنیت اخلاقی بود که در منطقه شوش تهران مورد سوء قصد قرار گرفت.او از ناحیه سر دچار آسیب شده و به کما رفت و نهایتاً بعد از گذشت سه روز در روز ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸ در بیمارستان سینا به شهادت رسید.

در آغوش شهادت

شهید "محمدجعفر آقاعلی عطــاران" در توصیف عشق شور زرمنده ها چنین نوشته است: بر لبان بچه های جبهه ذکر خدا و لحظه شماری برای به آغوش کشیدن شهادت را میبینی. من هم در این بین هاج و واج مانده ام. شخصیت هایی را که تنها در سخنرانی ها و مقاله ها می یافتم در اینجا میبینم.

بوی کربلا نزدیک تر گشته است

شهید "محمدجعفر آقاعلی عطــاران" از عملیات بزرگی که در راه داشتند نوشته بود؛ او چنین توصیف کرده است: بوی کربلا نزدیک تر گشته است و شاید زمانی این نامه به دست شما برسد که خبر آغاز یا نتیجه عملیات را شنیده باشید. این جا تقریباً همه چیز آمادگی عملیات را دارد.

نتیجه کنکور!!!

این اعلام نتیجه کنکور پدر ما را در آورد. این کار را به خدا سپردم (تا خدا چه بخواهد). دلم از این می سوزد که از امکاناتی که بود خوب استفاده نکردم؛ اگر می دانستم، درس ها را مخصوصاً در دبیرستان صددرصد یاد می‌گرفتم. قلم در دستم بود ولی نه خوب و خوش می نوشتم و نه مطالب را خوب و خوش می آموختم.

بوی دل انگیز باروت

اگر عظمت و شکوه سربازان صدر اسلام را می‌خواهید مشاهده نمایید، در تک تک بچه های جبهه این عظمت نمایان است. ذره ذره خاک اینجا بوی خوش خون و هوای اینجا بوی دل انگیز باروت می دهد. بر لبان بچه های جبهه ذکر خدا و لحظه شماری برای به آغوش کشیدن شهادت را میبینی.

نگذارید كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند

شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت به خانواده و برادران دینی خود چنین نوشته است: از همه مى خواهم كه براى من اشك نريزند، در عوض راهم را ادامه دهند و نگذارند كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند. من اين راه را در كمال آزدى و با شور و علاقه فراوان، با چشم باز انتخاب كردم.

پیش به سوی هدفی مقدس

شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت نامه اش در رابطه با شرکت در جبهه چنین نوشته است: روزى كه به سوى جبهه جنگ اعزام شدم، براى نخستين بار در طول 22 سال زندگى، احساس كردم كه به سوى هدفى مقدس يعنى جهاد در راه خدا و شهادت مى روم . احساس غرور به من دست داد.
زندگی نامه شهید "ارسلان اوجانی" / بخش دوم

پادگان خالی

با وجود آنکه از خدمت سربازی مرخص شده بود ولی ناراحت بود. مرتب می گفت که این کار صحیح نیست و مسائل خطرناکی به دنبال خواهد داشت؛ زیرا پادگان ها از سربازان خالی شده است و این از لحاظ امنیتی برای کشور خوب نیست. دوران جنگ، دوران سختی ست و عاشق وطن میطلبد.
زندگی نامه شهید "ارسلان اوجانی" /بخش اول

خانواده هایی مانند ما...

نداشتن محل سکونت و پرجمعیت بودن خانواده شهید " ارسلان اوجانی " و از همه مهمتر فقر مالی عامل بزرگی در ترک تحصیل او بود. اینجا بود که اندیشید چقدر خانواده هایی مانند ما وجود دارد و چه ظلم ها که بر مردم روا داشته می شود. این جرقه ای برای مبارزات او بود.

سفارش احمد نبی زاده به خواندن نماز

شهید "احمد نبی زاده" به نماز و روزه اهمیت فراوان می داد و به خانواده اش سفارش می کرد که همیشه راه خدا را پیگیری کنید و از دخترهایم و پسرهایم می‌خواهم که نمازشان را فراموش نکنند و همچون کسانی باشند که جانشان را در راه دین ، اسلام ، خاک و وطن نثار کردند.

«شاگرد اولی» در روز «دانش‌آموز»

شهید «جعفر تیموری» که از شهدای دفاع مقدس است در دوران تحصیل خود شاگرد او بود و شهادتش در روز دانش‌آموز رقم می‌خورد.

شهید دانشجو: برایم حجله نبندید از شهدای گمنام خجالت می‌کشم

شهید دانشجو «جواد بهنام» که در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیده است در وصیت نامه‌اش چنین می‌نگارد: تشریفات را کم کنید و برای من حجله نگذارید که از شهدای گمنام خجالت می‌کشم.

درست مثل یک راز

برادر شهید " محمدجعفــر اژدری راد " در رابطه با اعزام برادر خود به جبهه چنین گفته است: برای اعزام به جبهه از طريق پايگاه ابوذر اقدام کرد و از اين موضوع هيچكس جز خودش اطلاع نداشت، رفتنش به جبهه را مثل یک راز برای خود نگه داشته بود.

مادر، به جبهه آمدنم افتخار کن

شهید "حسن افضلی" در نامه به مادرش چنین می نویسد: مادرم از اینکه من به جبهه آمده ام شما هیچ ناراحت نباش؛ بلکه خوشحال و سربلند باش و افتخار کن که چنین فرزندی را به امام و در واقع به همان صاحب اصلیش هدیه کردی؛ اگر شایسته باشم و لیاقتش را داشته باشم.

کسی که برای خدا گام بر می دارد دیگر به فکر هیچ چیز نیست

شهید "حسن افضلی" در نامه ای به مادرش از دلتنگی و دوری می نویسد. او چنین نوشته است که: مادر در جبهه همه چیز هست. تنها چیزی که مرا آزار می دهد، دوری از شماست. البته کسی که برای خدا گام بر می دارد، دیگر به فکر هیچ چیز نیست؛ فقط به معبود خود فکر می کند که کی به زیارتش خواهد رفت.

شهید «سعید امیدی»: بهتر از شهادت چیست؟

شهید سعید امیدی در وصیت‎نامه خود چنین می‎نویسد که خلاصه هر چه خدا بخواهد همان مى‌شود. من هم تسليم خداوند بزرگ مى‌باشم ولى اگر من شهيد شدم كه از اين بهتر چيست؟ چون تمام بنده‌هاى خالص خدا آرزوى همچين كارى را دارند.
بخش اول

بزرگترين سرمايه

شهید "محمدجعفر اژدری راد" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: بزرگترين سرمايه اى كه نزد شماست، عمر عزيزتان است، لازم است بيشترين توشه را برگيريد و بدانيد كه هر لحظه كه از عمر شريف شما مي گذرد يك قدم به قبر و آنجایي كه از شما سئوال خواهند کرد، نزديك مي شويد.

شهادت سعادتی ابدی ست

شهید "محمدجعفر اژدری راد" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: عزت، شرف و انسانيت در سايه پیروى از خط خونينِ سرور شهيدان، حسين بن على(ع) است كه شهادت را بر زندگى ننگين ترجيح داد. اميدوارم كه خدواند بزرگ توفيق رفتن اين راه را به اين حقير مرحمت فرمايد و شهادت، اين سعادت ابدى و باقى را نصيب ما نيز بفرمايد.
بخش دوم

دلتان را به خدا بسپاريد

شهید "شهید محمدجعفــر اژدری راد" در وصیت نامه اش، در توصیه به خوانندگان آن چنین نوشته است: اميدوارم كه از آزمايشات الهى همگى روسفيد بيرون بيایيم. دلتان را به خدا بسپاريد، در سختي ها صبر پيشه كنيد و در هر كارى به خداوند بزرگ توكل كنيد.
طراحی و تولید: ایران سامانه