گفتوگو با مادر شهید امنیت «علیرضا اسمعیلی»؛
علیرضا در پنجم مهرماه سال ۱۳۸۰ چشم به جهان گشود؛ پسری شاد و پرجنبوجوش که از کودکی دلبسته زیارت، خانواده و ارتباط با دیگران بود و در نوجوانی آرامتر شد، اما مهر و محبتش به اطرافیان همچنان پررنگ ماند. مادرش میگوید علیرضا در سالهای پایانی عمرش تغییر عجیبی کرده بود؛ نمازهای طولانی، خلوت با خدا، انس با شهدا و حضور در فعالیتهای جهادی، گویی او را به مقصدی نزدیک میکرد که خودش از آن خبر داشت. او در حالی به شهادت رسید که آرزوی پیوستن به شهدا را بارها بر زبان آورده و در دفترش از حال و هوای این روزهایش نوشته بود. اکنون مادر، با دلتنگی برای صدای خندههای بلند پسرش، میگوید: «علیرضا امانت خداوند نزد من بود و حالا با افتخار و مقام شهادت به سوی خدایش بازگشت.»