زنان امدادگر دفاع مقدس

زنان امدادگر دفاع مقدس

وقتی زنان امدادگر به روستایی رسیدند که پزشک ندیده بود

«اوایل جنگ، در پشت جبهه‌های کردستان، روستا‌هایی بودند که حتی یک بار هم پزشک به آنها پا نگذاشته بود. زهرا همافر، امدادگر ۱۸ ساله قزوینی، یکی از همین روستا‌ها را هدف می‌گیرد؛ گلینه چمن، جایی در ته یک دره سبز که با قاطر باید به آن رسید. در آنجا پیرمردی ۱۱۰ ساله با دلهره قرصی را می‌گیرد که تا آن لحظه در عمرش نخورده بود و زهرا، با چشمانی پر از حسرت، محو تماشای بهشتی می‌شود که خداوند به زمین هبه کرده بود ...» ادامه این خاطره از زبان «زهرا همافر»، امدادگر جبهه را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
برگی از خاطرات زنان امدادگر قزوین؛

بدن این شهید هنوز گرم است، نکند زنده باشد؟!

«از سردخانه با من تماس گرفتند و گفتند خانم پرستار بدن این شهید که هنوز گرم است نکند زنده باشد؟! سریع خود را به سردخانه رساندیم و علایم حیاتی مجروح را کنترل کردیم زنده بود ...» ادامه این خاطره در آستانه روز پرستار از زبان «شهربانو چگینی» یکی از زنان امدادگر استان قزوین را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه