اشک مادر شهدا

آخرین اخبار:
اشک مادر شهدا

بوسه بر دست و پای مادر، اشک را مهمان چشمانش می‌کرد

خواهر شهید «علی‌اصغر فراتی» نقل می‌کند: «دست و پای مادر را می‌بوسید. مادر می‌خندید و از گوشه چشمش اشک بود که روی گونه‌هایش می‌غلتید. گفت: حلالم کن! می‌خوام برم جبهه! مادر گفت: نه علی‌اصغرجان! نه!»
قسمت نخست خاطرات شهید «قدرت‌الله هراتیان»

اشک‌های آرام کنار قامت نماز

خواهر شهید «قدرت‌الله هراتیان» نقل می‌کند: «مادر، جلوی در اتاق قدرت ایستاد و با دست اشاره کرد که به طرفش بروم. آهسته در گوشم گفت: قدرت رو ببین چه نمازی می‌خونه! تا آخر نمازش ایستادیم. قدرت نماز می‌خواند و ما آرام اشک می‌ریختیم.»

زنان عاشورایی؛ غمی که دور دلم سیم خاردار کشید

هوای دهکده این روزها غم انگیز است، بهار آمده اما دوباره پاییز است
طراحی و تولید: ایران سامانه