پدر و مادر عزیزم اگه از من بدی دیدید مرا ببخشید و حلال کنید برادران عزیزم داوود، عباس و ابراهیم در کارهای خانه خود کوشا و جدی باشید و با این کار حرمت خون مرا نگهدارید
دکتر فریده رکنیان جراح و متخصص چشم در سال 1361 به استخدام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران آمد. ایشان در سمت های ریاست دپارتمان چشم پزشکی بیمارستان قدیم نهاجا در زمان دفاع مقدس و نیز ریاست دانشکده پرستاری نهاجا پس از جنگ فعالیت کرد. خاطره ای از دوران دفاع مقدس دکتر رکنیان و درمان ئه ها مجروح چشمی را در ادامه بخوانید:
من نمی دانم جنگ را در آن زمان چگونه برای شما تشریح کنم یا به زبان آورم لحظات فراموش نشدنی است. اول از همه باید به سراغ معلولین، جانبازان و آزاده های عزیز رفت که از آن ها بخواهیم که چگونه جنگ را برای ما تعریف می کنند البته اگر اسمی از شهیدان در این خطه نبرده ام به دلیل نبودن در این دنیاست. شهدا همه زنده هستند اینان همه جانشان را فدای ملت و مردم و رهبر کردند ولی این یک حس درونی و وجدانی است که انسان ها بتوانند به هم نوعان خود کمک کنند.
برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.
برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.
برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.
شهید علی اکبر خانکانلو هفتم بهمن 1340، در یکی از روستاهای توابع شهرستان اسفراین دیده به جهان گشود پدرش علی اصغر نام داشت و به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت و در نهایت بیست و چهارم فروردین 1362، با سمت فرمانده تیپ هجده جوادالائمه در فکه توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید.پیکر این شهید والا مقام مدتها در منطقه برجای ماند و پس از تفحص در زادگاهش به خاک سپرده شد.
دوری از هویت ملی دینی و پذیرش هویت دنیا گرایانه و بسیاری از مردم ما را تهدید میکند.
این وضعیت نشان میدهد که خانوادههای نیازمند توصیههای تربیتی و روان شناختی مذهبی هستند.
شهید بهروز بهروزی در سال ۱۳۴۳ در یک خانواده متوسط مذهبی در شهرستان گناوه متولد شد.با شروع جنگ عازم جبهه جنگ شد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۲ به آرزوی دیرینهاش که همان پیوستن به لقاء الله بود رسید .
شهید بهروز بهروزی در سال ۱۳۴۳ در یک خانواده متوسط مذهبی در شهرستان گناوه متولد شد.با شروع جنگ عازم جبهه جنگ شد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۲ به آرزوی دیرینهاش که همان پیوستن به لقاء الله بود رسید .
شهید نصرت الله احمدی درروستای کلر دیده به جهان گشود.باشروع جنگ عازم جبهه جنگ شد و پس از 40 روز در جبهه بستان به منزل و محل کاری خود بنیاد جنگ زدگان برگشته اما دگر بار عازم جبهه شد و در عملیات فتح المبین درتاریخ 1361/01/02 به شهادت رسید.
شهید غلامحسین تیموری در سال 1310در روستای احشام قایدها از توابع شهرستان خورموج به دنیا آمد. باشروع جنگ عازم جبهه جنگ شد،وسرانجام در تاریخ 1361/01/02 به شهادت رسید.
شهید عبدالرحیم احمد زاده فرزند محمد در سال ۱۳۴۱ در روستای چاهبردی از توابع شهرستان گناوه بدنیا آمد. اوایل جنگ اولین کسی بود که از گناوه عازم جبهه خونین شهر شد. , و سرانجام در تاریخ 1361/01/02 به شهادت رسید.
شهید عبدالرحیم احمد زاده فرزند محمد در سال ۱۳۴۱ در روستای چاهبردی از توابع شهرستان گناوه بدنیا آمد. اوایل جنگ اولین کسی بود که از گناوه عازم جبهه خونین شهر شد. , و سرانجام در تاریخ 1361/01/02 به شهادت رسید.
شهید ماندنی محمدی در سال ۱۳۴۲ در روستای رود شور از توابع بندر ریگ پا به عرصه وجود نهاد.پس از شروع جنگ تحمیلی نیز درعرصه جبهه و جنگ رشادت های زیادی از خود نشان داد. بعد از چندین بار حضور در جبهه های نبرد سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ در عملیات بزرگ فتح المبین به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت در راه خدا بود نائل آمد .
شهید ماندنی محمدی در سال ۱۳۴۲ در روستای رود شور از توابع بندر ریگ پا به عرصه وجود نهاد.پس از شروع جنگ تحمیلی نیز درعرصه جبهه و جنگ رشادت های زیادی از خود نشان داد. بعد از چندین بار حضور در جبهه های نبرد سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ در عملیات بزرگ فتح المبین به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت در راه خدا بود نائل آمد .
شهید ماندنی محمدی در سال ۱۳۴۲ در روستای رود شور از توابع بندر ریگ پا به عرصه وجود نهاد.پس از شروع جنگ تحمیلی نیز درعرصه جبهه و جنگ رشادت های زیادی از خود نشان داد. بعد از چندین بار حضور در جبهه های نبرد سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ در عملیات بزرگ فتح المبین به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت در راه خدا بود نائل آمد .