نویدشاهد - صفحه 117

نویدشاهد

خاطره ای از شهید مهدی نریمی به روایت همسرش

یک چیز را باید بدانی و آن هم این است که ( دستش را به علامت عدد دو بالا آورد و ادامه داد) تو خیلی خوشبخت باشی دوسال بیشتر شوهرداری نمی کنی وارد سومین سال اگر بشی بدون که دیگه خیلی خیلی خوشبختی که در کنار منی.

خاطراتی از شهید مهدی نریمی

در سال 62 قرارگاه سری نصرت در حال ماموریت های محوله بود و قرار شد که هر واحدی از قرارگاه در راستای عمل به ماموریت خاص خود ، راهکارهای مناسب با در نظر داشتن مسائل سری بودن قرارگاه فعالیتهای ابتکاری و خلاقانه ارائه و پیگیری نماید.

تصاویر دست نوشته های شهید مهدی نریمی

تصاویر دست نوشته های شهید مهدی نریمی

فرازی از زندگی نامه شهید مهدی نریمی

نام: مهدی شهرت: نریمی محل تولد: امیدیه مفقودیت:4/4/67 رجعت: 1/7/89

فاجعه حلبچه از زبان يكي از رزمندگان حاضر در صحنه

نوید شاهد - بمباران شيميايي شهر كردنشين حلبچه از سوي هواپيماهاي عراقي، يكي از حوادث حزن انگيز جنگ ايران و عراق بود. طبق آمار رسمي، در اين اقدام، بيش از پنج هزار غيرنظامي بي گناه كه بخش عمده آنها زنان و كودكان بودند، به شهادت رسيدند. سند زير خاطرات يكي از رزمندگان قرارگاه قدس است كه خود شاهد واقعه بوده است و براي آشنايي مخاطبان محترم با ابعاد فاجعه بار اين اقدام جنايت كارانه ارتش عراق درج مي شود.

زندگی نامه سردار شهید حاج مهدی نریمی به قلم همرزم ایشان آقای محمدرضا کلاه کج

در توصیف شهادت، این سخن پیر جماران که شهادت را هنر مردان خدا دانسته، گویای افتخاری بس بزرگ می باشد که فقط نصیب انسان های پاک و وارسته از بند تعلقات مادی می گردد.

غروب حلبچه – صبح خرمال

غروب بيست و هفتم اسفند 1366 در دره «احمد آوا» غروب غم انگيز و دردناكي بود. مردم مظلوم خرمال و حلبچه سوار بر مركب‌هاي خود به دره‌ها، كوههاي اطراف پناه مي‌آورند. از دور در هر گوشه نوركم سوي فانوس را مي‌ديديم و صداي ضج و ناله بچه‌ها و آه مادرها و شيون همسران كه عزيزي را از دست داده بودند ضجه‌هايي كه دل‌ها را به درد مي‌آورد.

جان عاشق به ديدنش صدبار، قامت شوق را، دو تا مي كرد...

یك نفر از كرانه اي مبهم، عاشقانه مرا صدا مي كرد/ نغمه ي آشنا و پر مهرش، مثل خون، در دلم شنا مي كرد/ گر چه در مبهمي مه آلود، مانده بودم غريب و سردرگم/ او مرا با طنين تبناك اش، از حضور خود، آشنا مي كرد

جرعه جرعه،زندگي نوشيده ام از جام مرگ

آتش خاموش را،خاكستري جا مانده ام / شعله آهنگم،ولي از شعله ها جا مانده ام / ريشه ام در آب مي نوشد،سموم درد را/ خنده ي زردم،كه در آغوش گل،جا مانده ام
طراحی و تولید: ایران سامانه