شهید حمید مقرب در دفترچه یادداشت خود مینویسد: «خدایا، بار الها، پروردگارا، معبودا، معشوقا. مولایم، من ضعیف و ناتوان دوست دارم. چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حدقه در بستان درآورد و دستهایم را در تنگه چزابه قطع کند، پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در شلمچه از تن جدا نماید تا در کمال فشار و آزار دشمنان مکتبم ببینند که...» پوستر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.