بهمن ماه - صفحه 4

آخرین اخبار:
بهمن ماه

حس وطن دوستی «محمد» را راهی جبهه کرد

شهید «محمد جوتره» از شهدای بسیجی دفاع مقدس استان ایلام است که بهمن ماه ۱۳۵۹ در جبهه میمک به درجه رفیع شهادت نایل آمد. نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت به معرفی این شهید والامقام می‌پردازد.

دفاع از خاک وطن با جان و دل

شهید «علی صفری» از شهدای بسیجی استان ایلام است که بهمن ماه ۱۳۶۵ در جبهه مهران به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی فردی با ایمان، مؤمن و معتقد به قوانین اسلامی بود و در دفاع از خاک وطنش با جان و دل دفاع می‌کرد.

مبارز انقلابی

شهید «شنبه ونوشه» در دوران انقلاب اسلامی دوشادوش مردم در صحنه‌های مبارزه علیه رژیم ستمشاهی حضوری فعال داشت و سرانجام در بهمن ماه ۱۳۵۹ در شهر ایلام بر اثر بمباران هوایی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

مهربان و مردمی بود

شهید «احمد اسدی» از شهدای بهمن ماه استان ایلام است که سال ۱۳۷۴ در منطقه میمک به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی فردی مهربان و مردمی بود همیشه از حق مظلوم دفاع می‌کرد.

مادرم! ممکن است در راه پاسداری از میهن شهید شوم 

شهید «احمد جلیلیان» از شهدای بسیجیان استان ایلام است که بهمن ماه 1366 در جبهه شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی در آخرین دیدارش به مادر گفت: مادر جان میروم برای پاسداری از میهنم و ممکن است که شهید شوم برایم ناراحت نباشید. نوید شاهد در سالگرد شهادت به معرفی این شهید والامقام می پردازد.

انقلاب اسلامی، معجزه قرن بود

«اله‌یار ابراهیمی» آزاده ایلامی گفت: در طی دوران اسارت هم در جهت حفظ آرمان‎های مقدس جمهوری اسلامی جنگیدیم و یک گام به نفع دشمن عقب نرفتیم. انقلاب اسلامی ما معجزه قرن و به تعبیر برخی سیاسیتمداران یک زلزله وسیع و بزرگی بود که ریشه‌های ظلم و ستم و تباهی را در نوردید و به برکت خون شهدا، درخت تنومند و شکوهمند اسلام در این مرز و بوم برافراشته شد.
به مناسبت سالگرد دهه فجر انقلاب اسلامی منتشر می‌شود؛

«انقلاب و اسلام» در وصایای شهدای استان ایلام/ قسمت سوم

شهدا در وصایای خودشان به خواهران و برادران توصیه دارند: «قدر این نظام جمهوری اسلامی ایران را که با خون هزاران شهید آبیاری شده است بدانید، زیرا حکومت‌های دیگر پوچ و بیهوده است و باید ارزش این نظام را حفظ نماییم.» در ادامه به مناسبت فرا رسیدن دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی فراز‌هایی از وصیت‌نامه شهدای استان در مورد انقلاب و اسلام منتشر می‌شود.
ویژه نامه/

حضرت زینب(س) نماد ایثار و شهامت در کلام شهدا

در سالروز وفات اسوه صبر و مقاومت، نماد ایثار، شهامت و شجاعت، عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها. نوید شاهد ایلام اقدام به جمع آوری وصیت نامه های شهدا، مصاحبه‌ها و خاطراتی که توسل به حضرت زینب (س) و اشاره به صبر زینبی شده است را در قالب وِیژه نامه تقدیم حضورتان می‌کند.

فرزندانی که در آغوش مادر آسمانی شدند

هفتم بهمن ماه ۱۳۶۵ شهیدان ابوذر، روح اله، عین اله و نازک در آغوش مادرشان مرضیه بر اثر بمباران ناجوانمردانه رژیم بعث عراق به مردم بیگناه مناطق مسکونی، همگی با هم آسمانی شد. در سالروز شهادت‌شان یادشان را گرامی می‌داریم.

جهادگر شهید

شهید «ابراهیم خان هوری» که در منطقه مرزی زندگی می‌کرد، هشت سال در بنیاد امور مجاهدین به فعالیت جهادی مشغول شد و در پشت جبهه به رزمندگان خدمات رسانی می‌کرد.
چند شهیدی ها؛

شهیدی که همراه پدر و مادر به دیدار حق شتافت

شهید «صفدر تکبیری» از شهدای بهمن ماه استان ایلام است که به همراه پدر و مادر در بمباران هوایی شهر ایلام به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. نوید شاهد در ادامه به معرفی این شهیدان گرانقدر می‌پردازد.

امتى خالص و معتقد به مكتب اسلام بوجود آوریم

شهید «مهدی رشیدی» از شهدای جنگ تحمیلی است که بهمن ماه ۱۳۶۴ در منطقه مرزی چنگوله به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی در قسمتی از وصیت نامه خود می‌نویسد: «باید خط سرخ امام خمینى را پاسدارى کنیم و غربی‌ها و شرقی‌ها را غربال نموده و به دور ریخته و امتى خالص و معتقد به مکتب اسلام بوجود آوریم.» در ادامه وصیت نامه این شهید والامقام منتشر می‌شود.

قلاویزان؛ سکوی ورود به بهشت

شهید «موسی مرادخانی» از شهدای بسیجی استان ایلام است که پس از رشادت‌های فراوان، در بهمن ماه ۱۳۶۵ مزد جهادش در راه خدا را در قلاویزان نصیب خود کرد.

معشوقی دارم که تقوای او را در جبهه می یابم

شهید «رحمان تاراج سیاب» از شهدای بهمن ماه استان ایلام است که در جبهه گره شیر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی در قسمتی از وصیت نامه خود می‌نویسد: «برادرانم اگر من به فوز عظیم شهادت رسیدم اسلحه من را بردارید و راه مرا ادامه بدهید. همیشه مرا یاد کنید من معشوقی دارم که تقوای او را در جبهه می‌توانم بیابم.»

«عبدالعلی» پدری مهربان و زحمتکش بود

شهید «عبدالعلی آیینه» که سال‌ها در کسوت بسیجی از آب و خاک وطن دفاع کرده بود. بعد از جنگ به شغل دامداری پرداخت. بهمن ماه ۱۳۸۵ در حین چرای احشام به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی پدری مهربان و بسیار زحمتکش بود.

هم کلاسی‌های آسمانی

شهیدان «درویشی و راهنورد» از دوستان صمیمی و همکلاسی بودند که در دومین روز از بهمن ماه ۱۳۷۳ بر اثر انفجار مواد منفجره باقی مانده از جنگ تحمیلی در شهر مرزی موسیان به درجه عظیم شهادت نائل آمدند.

۱۲شهید یک خانواده در یک روز

در اولین روز از بهمن ماه سال ۱۳۶۵ و در بمباران هوایی شهر ایلام ۱۲ شهید خانواده شهیدان «غلام زاده» به فیض شهادت نایل آمدند. نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت به معرفی این شهدای والامقام می‌پردازد.
خاطرات والدین شهدا؛

همدم روزهای تلخ و شیرینم بودند

شهیدان «فریده و معصومه شیخی» دو خواهر شهید که با زبان روزه بهمن ماه 1374 در منطقه مرزی امیرآباد بر اثر برخورد با مین های به جای مانده از جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. مادر شهیدان شیخی با حسرت می گوید: همدم روزهای تلخ و شیرینم بودند. قسمتم این طوری بود که هر دو با هم آسمانی شوند و من در حسرت دوریشان بسوزم.

روایتی از دلاورمردانی که مجال قدرت‌نمایی به دشمنان ندادند

شهدا شمع محافل ما هستند آن‌ها هنوز هم نور می‌بخشند تا چراغ راه ما شوند و جان خود را فدای وطن کردند تا وجبی از آن به دست هیچ بیگانه‌ای نیفتد. آن‌ها فاتحانی بودند که ابتدا در جنگ با نفس خود پیروز شدند سپس با جهاد در جبهه‌ها بر دشمن فائق آمدند. نوید شاهد به مناسبت گرامیداشت سالروز شهادت شهید «اسد رشیدپور» به سراغ یکی از دوستان سوخته‌دل که سینه‌ای مملو از خاطرات جبهه و جنگ دارد رفته است. او از تیپ 11 امیرالمؤمنین (ع) که پر از دلاورمردانی بود که در طی هشت سال چنان عرصه را بر دشمن تنگ کردند و مجال قدرت‌نمایی پیدا نکرد، تعریف می‌کند و از رشادت‌های دو دوست در قالب این تیپ که به رزمندگان دیگر می‌پیوندند تا در جبهۀ دیگری از خاک وطن دفاع کنند.
روایت اسرای مفقودالاثر (1)؛

سیلی درمانی

دکتر «محمد سلطانی» از آزادگان سرافراز ایلامی است که در عملیات کربلای ۵ سال ۱۳۶۵ در منطقه مرزی شلمچه به اسارت دشمن درآمد و تا مدت‌ها جز اسرای مفقودالاثر بود. وی در خاطراتش بیان می‌کند: «بعد از چند هفته یک روز آمدند برای بردن دو نفر به بهداری و من به خودم اجازه دادم که بلند شوم و برای اولین بار در اردوگاه پانسمان شوم. یک نگهبان قوی هیکل و سیاه چهره همراه بهیار بود. از قبل با ارشد آسایشگاه هماهنگ کرده بودم که امروز من بروم. وقتی آمدند من هم بلند شدم. نگهبان با اشاره گفت که تو چته؟ و من هم زخمم رو نشان دادم که وضع فجیعی پیدا کرده بود. نگاهی به من کرد و گفت تَعال. خوشحال شدم که بالاخره بعد از مدت‌ها زخمم ضدعفونی می‌شود و پانسمان می‌کنند، اما تا نزدیک شدم آنچنان با سیلی به صورتم کوبید که.... ادامه این خاطره را بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه