مجتبی عسکری همرزم شهید «سید محمدرضا دستواره» میگوید: «با شهادت ممقانی مسئول بهداری لشکر ۲۷، شهید دستواره میگفت: یکی از قدیمیترین رفقامان هم بالاخره رفت ولی ما هنوز زندهایم. بعد سرش را و دستهایش به آسمان بلند کرد و فریادی کشید که ۵۰ متر آن طرفتر هم اگر صدای گلوله نبود به وضوح شنیده میشد. «خدایا خسته شدم پس چرا مرا نمیبری؟»