شهید اصغر گلستانی

آخرین اخبار:
شهید اصغر گلستانی

اصغر مکبر مسجد بود

اکبر گلستانی برادر شهید «اصغر گلستانی» می‌گوید: «اصغر علاقه فراوانی به مسجد داشت یک روز قبل از این که به مسجد برود، به من گفت: بیا بیرون بشین من می‌خواهم تکبیر نماز بگویم ومن هم به گفته او عمل کردم. نماز شروع شد و برای اولین بار او با بلندگو تکبیر نماز را گفت. بعد از نماز او دوان دوان پیش من آمد و گفت: داداش جان بگو ببینم من تکبیر راقشنگ گفتم: یا نه؟ و من او را تشویق کردم تا زمانی که او در این مسجد بود تکبیر نماز را می‌گفت.»

اصغر با اینکه سنی نداشت، اما به بچه‌ها نماز یاد می‌داد

خانم‌بالا مهاجر مادر شهید «اصغر گلستانی» روایت می‌کند: «پسرم علاقه بسیاری به نماز، روزه، دعا و نیایش داشت. او عصر‌ها همه‌ی بچه‌های محل را به دور خودش جمع می‌کرد و با اینکه سن بسیار کمی داشت به آنها نماز یاد می‌داد و می‌گفت: هیچ وقت خدا را فراموش نکنیم. در موقعه نماز اولین نفری بود که وارد مسجد می‌شد.»

پسری که مشوق حضور پدر در جبهه بود

علی گلستانی پدر شهید «اصغر گلستانی» نقل می‌کند: «روزی با اصغر در خانه خلوت کرده بودیم که اصغر بدون مقدمه شروع کرد برای من از جبهه صحبت کردن، من هم با علاقه حرف‌های او را می‌شنیدم. بعد از این که پسرم حرف‌های زیادی برای من گفته بود، به شوخی گفتم اصغر حالا واقعا می‌روی جبهه می‌جنگید یا این که پشت خاک ریز قایم می‌شوی؟ او هم در جواب من گفت: اگر راست می‌گویی بیا و ببین. خلاصه آنقدر توی گوش من خواند تا این که مرا به جبهه فرستاد.»

اصغر معلم را واسطهِ رفتن به جبهه کرد

الهام مهاجر (دختردایی شهید) روایتی خواندنی از گفته‌های خانم‌بالا مهاجر مادر شهید «اصغر گلستانی» را بیان می‌کند: «روزی اصغر گلستانی پیش مادرش آمد و گفت: بیا برویم مدرسه، معلم می‌خواهد با شما چند کلمه صحبت کند. معلم او گفت: اصغر از من خواهش کرده که از مادرم و پدرم امضاء بگیرید که من به جبهه بروم. من هم با خوشحالی از طرف خودم امضاء دادم و گفتم که باید به پدرش من بگویم.»

مادر شهید «اصغر گلستانی» به فرزند شهیدش پیوست

نوید شاهد - حاجیه خانم بالا(معصومه) مهاجر مادر شهید والامقام «اصغر گلستانی» از شهدای شهرستان ورامین پس از سال‌ها تحمل رنج و درد فراق، دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
طراحی و تولید: ایران سامانه