فاطمه بگزاده در کتاب «مدافع بانو» روایتی از شهید مدافع حرم «مهدی ثامنی راد» نوشته است: «مهدی سر سفره نشست، لقمهها را پشت سرهم گرفت و قورت داد. منیرخانم گفت: قربونت برم، آرومتر. مهدی لقمه آخر را گرفت: نباید وقت رو تلف کنم. باید فرصت مشق نوشتن و درس خوندن هم داشته باشم. تا ساعت ۲ بیشتر وقت ندارم. خدا را شکر کرد. سفره را جمع کرد و رفت طرف کیفش.»