اسلامآباد غرب در آتش؛ روایت فرمانده تیپ ذوالفقار از روزهای پرالتهاب مرداد ۱۳۶۷
به گزارش نوید شاهد کرمان، مرداد ۱۳۶۷ در غرب کشور با یکی از حساسترین مقاطع دفاع مقدس همراه بود؛ از آشفتگی محور اسلامآباد غرب و حضور گسترده نیروهای نظامی تا بمباران جادهها و هدف قرار گرفتن مردم غیرنظامی. امیر سرتیپ «رزمیار»، فرمانده وقت تیپ یکم لشکر ۵۸ تکاور ذوالفقار، بخشی از مشاهدات خود از آن روزهای پرالتهاب را در دفترچه خاطراتش ثبت کرده است؛ روایتهایی از حضور در خطوط مقدم، شناسایی مواضع دشمن و صحنههای تلخ بمباران مردم در جاده ایلام ـ اسلامآباد به نقل از کتاب "نوری که خاموش نشد".

ورود به شهری که آرامش نداشت
عصر شنبه اول مردادماه ۱۳۶۷، امیر سرتیپ رزمیار به همراه راننده خود، سرباز ایرج فروغی، با یک دستگاه تویوتا استیشن از تهران راهی باختران شد. حدود ساعت ۱۲ شب به میدان آزادی شهر رسیدند؛ اما فضای شهر با روزهای معمول تفاوت داشت و حضور نیروهای نظامی در آن، کمتر از انتظار به نظر میرسید.
حرکت به سمت منطقه عملیاتی ادامه پیدا کرد. در مسیر اسلامآباد غرب، ترافیک سنگینی از خودروهای نظامی، کامیونها و وانتهای حامل نیرو شکل گرفته بود. رزمیار برای اطلاع از وضعیت منطقه، در کنار یکی از وانتها توقف کرد. یکی از رزمندگان خود را از نیروهای لشکر ۸۸ زاهدان معرفی کرد و توضیحاتی درباره شرایط موجود داد.
اسلامآباد غرب نیز در وضعیت آشفتهای قرار داشت. افراد مسلح در نقاط مختلف دیده میشدند و ازدحام نیروها و خودروها، حرکت در محور را دشوار کرده بود. با کمک یکی از پاسداران، مسیر باز شد و حرکت ادامه یافت. رزمیار بعدها فضای آن روزها را در خاطراتش به روزهای پایانی جنگ جهانی دوم تشبیه کرد؛ خودروهای زرهی و نیروهای نظامی در طول محور پراکنده بودند و نشانههای بحران در همهجا دیده میشد.
شناسایی در خطوط مقدم
در ادامه مأموریت، رزمیار به همراه سرهنگ «عطاءالله صالحی»، معاون لشکر، برای بازدید از خطوط مقدم و شناسایی مواضع دشمن اعزام شد. مسیر شناسایی از دامنه ارتفاعات «سلمانکشته» و «کهنهریگ» تا نزدیکی مواضع نیروهای دشمن ادامه داشت. پس از پایان مأموریت، نماز ظهر را در همان خطوط مقدم اقامه کردند.
اما بازگشت، با آتش دشمن همراه شد. نیروهای عراقی متوجه حضور آنان شده بودند و جاده را زیر آتش سنگین توپخانه و خمپاره گرفتند. خودروی حامل فرماندهان با سرعت از منطقه زیر آتش عبور کرد. گلولهها و ترکشها در اطراف خودرو فرود میآمدند، اما هدایت سریع جیپ باعث شد آنان بدون اصابت ترکش از تیررس مستقیم دشمن خارج شوند.
جادهای که شاهد رنج مردم بود
صبح یکشنبه دوم مردادماه، رزمیار به همراه تیمسار دهقان، سرهنگ شقاقی و سرهنگ۲ دادور در منطقهای در سمت راست جاده ایلام ـ اسلامآباد و در میان جنگلهای بلوط مستقر شدند. شرایط نیروها دشوار بود. کمبود آب و امکانات، خستگی و پراکندگی نیروها، شرایط سختی را بر منطقه حاکم کرده بود.
در همین روز، جنگندههای ارتش بعث عراق بارها جاده ایلام به اسلامآباد را بمباران کردند. یکی از حملات، یک دستگاه مینیبوس مسافربری را هدف قرار داد و صحنهای تلخ از سوختن مسافران غیرنظامی بر جای گذاشت. در میان آوار و دود، زنان روستایی و عشایر تلاش میکردند فرزندان مجروح خود را از محل حادثه دور کنند. آنان، مجروحان را در کنار جاده قرار داده بودند و با نگرانی و شیون به دنبال راهی برای نجاتشان بودند.
رانندگان خودروها و حتی تراکتورهای عبوری نیز در آن شرایط، خطر را به جان میخریدند و مجروحان را از حاشیه جاده به مناطق امنتر منتقل میکردند.
یادداشتهای رزمیار از آن روزها، تنها روایت یک عملیات نظامی نیست؛ تصویری از روزهایی است که در آخرین ماههای جنگ، رزمندگان و مردم مناطق غرب کشور، همزمان زیر فشار حملات دشمن، برای حفظ جان یکدیگر تلاش میکردند.
ادامه دارد....
انتهای پیام/