رضا نظری؛ مهندسی که برای نجات مردم دل به آتش زد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید رضا نظری در ۲۴ خردادماه ۱۳۶۸ چشم به جهان گشود. به روایت مادرش، تولد او با سالروز میلاد امام رضا(ع) همزمان بود و خانواده به همین مناسبت، نام «رضا» را برایش انتخاب کردند. او پس از پایان تحصیلات دبیرستان، در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد اسلامی اراک پذیرفته شد و پس از دانشآموختگی، دوران خدمت سربازی را در مرکز پلیس ۱۱۰ تهران گذراند.

علاقه به کمکرسانی و نجات جان مردم، رضا را به سوی آتشنشانی کشاند. او با پشتکار، خود را برای آزمونهای ورودی آماده کرد و در اواخر سال ۱۳۹۴ وارد سازمان آتشنشانی شد. پس از گذراندن دورههای آموزشی در ایستگاه ۲۵ سعادتآباد، خدمت خود را در ایستگاه ۱۳ بعثت ادامه داد؛ خدمتی که فرصت چندانی برای آن پیدا نکرد، اما نامش را در میان شهدای آتشنشان ماندگار ساخت.
صبح پنجشنبه ۳۰ دیماه ۱۳۹۵، با اعلام آتشسوزی ساختمان پلاسکو، رضا همراه دیگر آتشنشانان به محل حادثه اعزام شد. نیروهای امدادی در حال مهار آتش بودند که ساختمان فرو ریخت و شماری از آتشنشانان، از جمله رضا نظری، زیر آوار گرفتار شدند و به شهادت رسیدند. پس از شناسایی پیکر او، خانوادهاش تصمیم گرفتند پیکر فرزندشان را برای خاکسپاری به اراک منتقل کنند. همچنین یادمانی از این شهید در کنار مزار دیگر شهدای آتشنشان در بهشتزهرای تهران قرار گرفت.
مادر رضا، خوشاخلاقی، احترام به بزرگترها و ازخودگذشتگی را از ویژگیهای برجسته فرزندش میداند؛ ویژگیهایی که در انتخاب شغل آتشنشانی نیز نمایان بود. رضا هنگام اقامت در تهران، نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد و میان آنان پیوند عاطفی عمیقی شکل گرفته بود. به گفته مادر، پدربزرگ رضا شش ماه پس از شهادت او از دنیا رفت.
آخرین دیدار مادر با رضا، در سفری به تهران و پس از چهل روز دوری رقم خورد؛ دیداری که آن زمان کسی نمیدانست آخرین دیدار خواهد بود. پس از شهادت نیز به دلیل سوختگی پیکر و شناسایی هویت از طریق آزمایش دیانای، امکان دیدن دوباره چهره فرزند برای مادر فراهم نشد. او میگوید رضا تازه لباس مخصوص حریق گرفته بود و خانواده هنوز فرصت نکرده بودند قامتش را در آن لباس ببینند.
از رضا، خاطره جوانی مهربان و فداکار باقی مانده است؛ جوانی که راه خدمت را با آگاهی و علاقه انتخاب کرد و جانش را در همین مسیر از دست داد. مادرش یکی از سفارشهای او را چنین به یاد میآورد: «زمان شهادت من، بر سر مزارم به هیچ عنوان گریه نکنید.»