آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۱۱۱۲
۱۲:۵۰

۱۴۰۵/۰۶/۳۱
یادداشت/

مهر آمد، اما جای 168 دانش‌آموز و معلم شهید در مدرسه خالی است

هر سال با نزدیک شدن به مهر، بوی مدرسه، دفتر و مداد و پاک‌کن، شوق آغاز سال تحصیلی را زنده می‌کند؛ اما امسال برای یک معلم، مهر رنگ و بوی دیگری دارد؛ یاد ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم شهید مدرسه شجره طیبه میناب، خاطره آن روز تلخ و حال و روز خانواده‌هایی که آغاز سال تحصیلی را باید بدون جگرگوشه‌هایشان تجربه کنند.


مهر آمد، اما جای 168 دانش‌آموز و معلم شهید در مدرسه خالی است

به گزارش نوید شاهد هرمزگان؛ عباسپور، آموزگار بچه‌های چهارم ابتدایی، در یادداشتی به مناسبت نزدیک شدن به ماه مهر و آغاز سال تحصیلی، از حال و هوای متفاوت این روزها پس از شهادت دانش‌آموزان و معلمان مدرسه شجره طیبه میناب نوشته است. او در این یادداشت، با مرور خاطرات روزهای آغاز مدرسه و شوق دانش‌آموزان برای خرید لوازم‌التحریر، از داغ خانواده‌های شهدای این مدرسه و رنج بازماندگان این حادثه گفته و بر ماندگاری این واقعه در تاریخ تأکید کرده است.

متن کامل یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

بوی مهر را هر سال دوست دارم؛ بوی مهر، بوی مدرسه، بوی دفتر و مداد و پاک‌کن، بوی زندگی...

هر سال با عشق به استقبال مهر می‌رفتم و اول مهر برای دخترم خرید می‌کردم. هر سال در مغازه‌ها، عاشق تماشای ذوق و شوق بچه‌ها برای خرید لوازم مدرسه بودم؛ دخترهایی که عاشق لوازم‌التحریر صورتی هستند و پسرهایی که وسایل آبی‌رنگ را دوست دارند.

اما امسال، با آمدن اول مهر، دلم گرفته است؛ انگار چیزی روی قلبم سنگینی می‌کند؛ سنگینی‌ای به بزرگی آسمان‌ها.

شاید اگر ۹ اسفند نبود، شاید اگر بچه‌های مدرسه شجره طیبه میناب زنده بودند، شاید اگر یک روز از فکر کردن به دل مادرانشان غافل بودم، حالا مهر برای من رنگ و بوی دیگری داشت.

اگر آمریکای جنایتکار و اسرائیل ملعون نبودند، شاید امروز مادر ماکان برای پسرش کلی لوازم‌التحریر قشنگ خریده بود. یا مادر آرشا...

یا مادر احسان، دیگر داغ کفش نوی اسکوترِ بچه‌اش را در دل نداشت.

یا آرزوی پدر آتنا چملی‌نژاد که فکر می‌کرد دخترش چند سال دیگر روی پایش جا نمی‌شود، بر باد نمی‌رفت.

پدر احسان، مادر امیرعلی، مادر آرینا، حنانه، مطهره...

وای خدای من! چقدر اسم باید بنویسم تا به ۱۶۸ برسم؟

من یک معلمم؛ شاید به همین دلیل است که امسال آسمان میناب بر دل من سنگینی می‌کند.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی آتش و دود با پیکر کودکانمان در میناب چه کرد.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی معلمان فداکار مدرسه چگونه از خود گذشتند تا جان بچه‌ها را نجات دهند.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی عمویشان ترامپ را صدا زدند تا بیاید و جگرگوشه‌های ما را با موشک هزار تکه کند.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی حال و روز آنان که از آتش و دود آن مدرسه نجات یافتند، دیگر حال و روز قبل نیست.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی هنوز عده‌ای بی‌خیال میناب و لامردند.

قلمت بشکند، تاریخ، اگر ننویسی دل‌های مادران و پدران میناب، غمی به وسعت تاریخ دارد و افسوسی به بزرگی آسمان.

به قول رهبر عزیزتر از جانمان، ما روی خون کودکانمان حساسیت بیشتری داریم.

عباسپور ـ آموزگار بچه‌های چهارم ابتدایی

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه