فقط پنج ثانیه تا روبرو شدن با پیکر بیجان زهرا/ شهادت با لب تشنه

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهیده «حاجیه زهرا امینینیا» یکم شهریور سال ۱۳۵۸ در خانوادهای مذهبی در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. پدرش روحانی و معلم قرآن و تعلیمات دینی در آموزشوپرورش بود و زهرا دوران کودکی و نوجوانی خود را در جوار بارگاه منور امام رضا (ع) سپری کرد. او تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدارس شاهد مشهد گذراند و در سال ۱۳۷۴، زمانی که دانشآموز سال سوم دبیرستان بود، ازدواج کرد. خانواده و نزدیکانش از او به عنوان بانویی خوشاخلاق، خندهرو، صادق، امانتدار و پایبند به فرایض دینی یاد میکنند. شهیده «حاجیه زهرا امینینیا» سرانجام دهم شهریور ۱۴۰۵ در حادثه تلخ وکیلآباد مشهد همزمان با تجمعات شبانه، به شهادت رسید و نام و یاد او در خاطره خانواده و نزدیکانش ماندگار شد.
محمدعلی زنگویی همسر شهیده در گفتوگویی از سبک زندگی، باورها و آخرین روزهای زندگی همسرش روایت میکند.
از ویژگیهای اخلاقی زهرا بگویید.
زهرا بسیار مؤمن، خوشاخلاق، خوشبرخورد، خندهرو و خانوادهدوست بود. به انجام فرائض دینی، نماز اول وقت و رعایت حلال و حرام اهمیت زیادی میداد. دروغ از او نشنیدم و امانتداری و وفای به عهد از ویژگیهای بارزش بود. همسر و کدبانویی مهربان و دلسوز بود و احترام ویژهای برای پدر و مادر، همسر، فرزندان و اقوام قائل بود.
چه ارتباطی با قرآن و اهلبیت (ع) داشت؟
با قرآن و اهلبیت (ع) انس زیادی داشت. ارادت ویژهای به امام رضا (ع) داشت و خواندن زیارت عاشورا را ترک نمیکرد. سفرهای زیارتی برایش اهمیت زیادی داشت و ترجیح میداد به جای سفرهای تفریحی، راهی عتبات عالیات شود.
هر سال در ایام اربعین حدود ۱۰ روز همراه خانواده به زیارت امام حسین (ع) میرفت. سال ۱۳۹۶ نیز همراه من به حج تمتع مشرف شد. در مکه بیشتر وقتش را در مسجدالحرام و بیتالله الحرام میگذراند.
نگاه او به مسائل اجتماعی و سیاسی چگونه بود؟
مسائل کشور را با جدیت دنبال میکرد و نسبت به اتفاقات سیاسی حساس بود. معتقد بود انسان باید در برابر اتفاقات جامعه بیتفاوت نباشد. بعد از اتفاقات اخیر نیز حضور در اجتماعات را وظیفه خود میدانست و همراه خانواده در این برنامهها شرکت میکرد.
زهرا درباره امام حسین (ع) چه نگاهی داشت؟
نگاهش این بود که انسان باید موضع خود را در جبهه حق مشخص کند. همیشه میگفت مردم نمیتوانند هم ادعای محبت امام حسین (ع) داشته باشند و هم در برابر دشمنان و جریانهایی که مقابل ارزشهای دینی ایستادهاند، سکوت کنند.
چقدر به حجاب پایبند بود؟
چادر هیچگاه از سرش کنار نرفت. اعتقاد داشت زنان محجبه باید در جامعه حضور پررنگ داشته باشند و میگفت نباید عرصه اجتماعی را خالی کرد.
با وجود اینکه خودش همیشه با حجاب کامل، چادر و متانت در اجتماعات حاضر میشد، تلاش میکرد دیگران را هم با رفتار محترمانه به رعایت حجاب دعوت کند. در برخی اجتماعات، اگر با بیحجابی مواجه میشد، تذکر میداد؛ اما سعی میکرد این تذکر را با برخورد مناسب مطرح کند.
پیامی که همیشه برای زنان داشت این بود: «چادر زینت زن است؛ نگذارید دشمن کاری کند که چادر از سر شما بیرون بیاید.»
آیا درباره شهادت صحبت میکرد؟
بله، اما نکته جالب این بود که خودش میگفت؛ هنوز برای شهادت زود است. در ایام جنگ رمضان میگفت: «باید زنده باشیم، حکومت حضرت ولیعصر (عج) را درک کنیم، در دوران ایشان زندگی کنیم و بعد در رکاب حضرت شهید شویم.»
آیا شهیده زهرا امینینیا پیش از شهادت، نشانهای از شهادت خود دیده بود؟
زهرا گاهی خوابهایی میدید که بعدها اتفاق میافتاد. سه شب قبل از شهادتش خواب عجیبی دیده بود. به من و بچهها گفت: «خواب عجیبی دیدهام؛ اگر برایتان تعریف کنم به هم میریزید، برای همین نمیگویم.» هرچه اصرار کردیم، حاضر نشد خوابش را تعریف کند.
از لحظه شهادتش بگویید.
من و فرزندانم همراهش بودیم. برای آوردن نوشیدنی از موکب فقط چند ثانیه از او فاصله گرفتم. به همسرم گفتم چند لحظه صبر کن تا برایت نوشیدنی بیاورم. شاید پنج ثانیه بیشتر طول نکشید؛ اما وقتی برگشتم، زهرا به شهادت رسیده بود.
او نخستین فردی بود که با خودروی مهاجم برخورد کرد و بر اثر شدت برخورد، پیکرش حدود ۲۰ متر به بیرون پرتاب شد. همانجا به شهادت رسید.
اگر بخواهید زهرا را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
زهرا برای من فقط یک همسر نبود؛ انسانی مؤمن، خانوادهدوست و پایبند به اعتقاداتش بود که تا آخرین لحظه بر باورهایش ایستاد.
آخرین پیام زهرا برای زنان چه بود؟
همیشه تأکید میکرد: «چادر زینت زن است؛ نگذارید دشمن کاری کند که چادر از سر شما بیرون بیاید.»
این جمله، امروز برای ما به یادگار مانده و فکر میکنم بهترین معرفی برای شخصیتی است که تمام عمرش را با اعتقاد و عمل به باورهایش زندگی کرد.
انتهای پیام/