آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۶۲۰
۱۱:۱۷

۱۴۰۵/۰۶/۲۵
مادر شهید حولکانی؛

نان حلال پدر؛ شعبان را عاقبت بخیر کرد

مادر شهید غریب اسارت از رمز عاقبت بخیری فرزندش می‌گوید.


به گزارش نوید شاهد همدان، شهید غریب اسارت شعبان حولکانی در سوم آبان ماه ۱۳۴۴ در روستای قاسم آباد از توابع شهرستان همدان متولد شد. تا اول راهنمایی درس خواند و به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. با وجود اینکه خدمتش به پایان رسیده بود همچنان در جبهه باقی ماند و در عملیات والفجر ۸ به عنوان پیک گردان حضور داشت. در ۲۸ بهمن ۱۳۶۴ در عملیات به شدت مجروح می‌شود و به دست نیروی بعثی می‌افتد. در مسیر انتقال به بصره به علت شدت جراحات و عدم رسیدگی به شهادت می‌رسد. بقایای پیکرش در هشتم آذرماه ۱۳۷۱ توسط کمیته جستجوی مفقودین شناسایی و در زادگاهش به خاک سپرده می‌شود.

کبری عبدالهی مادر شهید شعبان حولکانی در گفت و گویی از خاطرات فرزند شهیدش می‌گوید. شعبان فرزند دومم بود، پسری مومن و انقلابی که در تک تک رفتارهایش می‌توانستی نور خدا را ببینی.

امام حسین (ع)

همواره روضه امام حسین (ع) ورد زبانش بود، گوشه‌ای دنج در کنج حیاط را برای خود در نظر می‌گرفت و روضه امام شهید را می‌خواند و گریه می‌کرد.

وقتی جبهه رفته بود می‌گفت من را دوبار به خانه می‌آوردند، ما می‌پرسیدیم چطور ممکن است یک نفر را دوبار بیاورند و او می‌گفت خودم می‌دانم دوبار برمی گردم و همان هم شد یک بار خبر شهادتش و هفت سال بعد پیکرش را برایمان آوردند.

نان حلال پدر؛ شعبان را عاقبت بخیر کرد

سحر‌های ماه رمضان باهم بیدار می‌شدیم، از ترس این که همسایه‌ای خواب نماند تک تک در‌ها را می‌زد تا برای سحر‌ها بیدار بشوند سپس به پشت بام می‌رفت و اذان می‌داد، صوت اذانش هنوز در گوش همسایگانمان باقی مانده است.

نردبان شهید

در یکی از شب‌ها به خوابم آمد، در دشتی پر از درخت و سرسبزی بود، از او پرسیدم شعبان جان کجایی؟ لبخندی زد و گفت: جنگ هستم، نردبانی در کنارش بود که روی هر پله فردی نشسته بود، پرسیدم این‌ها چه کسانی هستند؟ و او گفت این‌ها شهید شدند و بنا به درجه و مرتبه روی یک پله نشسته‌اند! بعد از من خداحافظی کرد و از نردبان بالا رفت.

پدرش به نان حلالی که سر سفره می‌آورد به شدت حساس بود و مراقبت می‌کرد تا مال شبهه دار وارد زندگیمان نشود و اینگونه بود که فرزندانی صالح از خود به جای گذاشت. 

آخرین خواسته

از خداوند جزء نابودی امریکا و اسرائیل نمی‌خواهم تا انتقام خون شهدایمان را از این جنایتکاران گرفته شود.

گفت‌و‌گو از سمانه پورعبداله


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه