آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۳۱۵
۱۲:۰۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۰

شهید «محمدحسین قنبری»: در خانه نشستن ننگ است

شهید «محمدحسین قنبری» طلبه بسیجی شهرستان خدابنده در وصیتنامه خود با اشاره به عشق و اشتیاقش به خدا و لقاءالله، حضور در جبهه را وظیفه‌ای برای دفاع از دین و میهن دانست و از خانواده‌اش خواست در شهادتش گریه نکنند و همواره ادامه‌دهنده راه شهدا و پشتیبان ولایت فقیه باشند.


 


به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید «محمدحسین قنبری» بیستم فروردین ۱۳۴۷ در روستای پنبه‌زبان از توابع شهرستان خدابنده به دنیا آمد. پدرش اسدالله، روحانی بود و مادرش گوهرتاج نام داشت.
وی تا چهارم ابتدایی تحصیل کرد و پس از آن به فراگیری علوم دینی و حوزوی پرداخت و به عنوان طلبه فعالیت داشت. شهید «محمدحسین قنبری» سال ۱۳۶۵ ازدواج کرد و از سوی بسیج در جبهه حضور یافت.
این شهید والامقام شانزدهم مرداد ۱۳۶۷ در بانه، بر اثر اصابت ترکش به سر توسط نیرو‌های عراقی به شهادت رسید. مزار این شهید در زادگاهش واقع است.

متن وصیتنامه شهید «محمدحسین قنبری»


بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»
گمان نکنید کسانی که در راه خدا مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و نزد خداوند روزی می‌خورند.
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درهم‌کوبنده ظالمان و ستمگران و با سلام به امام زمان حضرت مهدی (عج) موعود منجی انسان‌ها و نایب بر حقش، امام خمینی بت‌شکن و با درود بی‌کران به شهیدان گلگون‌کفن از صدر اسلام تا کربلای حسینی و از کربلای رزمندگان اسلام بر کفر جهانی.
والسلام
هم‌اکنون که این وصیتنامه را می‌نویسم، آن‌چنان عشق به خدا و لقاءالله دارم که نمی‌دانم چه بنویسم.
کی اجازه می‌دهد که دشمن بر سرزمین پاک میهنش تجاوز کند و برادران و خواهرانش را به شهادت برساند و بمب‌های آمریکایی و موشک‌های روسی را بر سر مردم بی‌گناه بریزد؟ در خانه نشستن ننگ است؛ و من به جبهه آمدم تا دین که شهدا به گردن ما دارند شاید ادا کرده باشم و من فقط به خاطر رضای الله و برای دفاع از دین و میهن خویش به جبهه رفتم؛ و دیگر اینکه‌ای پدر و مادر مهربانم و برادرانم و خواهرانم، شما برای شهادت من گریه نکنید. شما باید خوشحال باشید، چون شهادت و لقاء خداوند آرزوی من بود. چون اگر ناراحت باشید، دشمنان و منافقان خوشحال می‌شوند؛ و به شما بگویم که همیشه از ادامه‌دهندگان راه شهدا باشید و همیشه پیرو و پشتیبان ولایت فقیه که ولایت ائمه معصومین است، باشید؛ و دیگر اینکه از عوض من از همه دوستان و آشنایان و اقوام حلیت بطلبید و شما خودتان نیز مرا حلالم کنید.
چون من به غیر از بدی چیز دیگری نکردم.
در آخر:
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَة»
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.
۱۷ اسفندماه ۱۳۶۶

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه