آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۳۰۵
۱۲:۴۳

۱۴۰۵/۰۶/۲۲

«هرگز مدرسه را رها نکنید»؛ توصیه‌ای از شهید نوجوان، ناصر صالحی اردکانی به هم‌کلاسی‌هایش

«در نگاهِ شهیدِ نوجوان، ناصر صالحی اردکانی، سنگر مدرسه و سنگر جهاد در امتداد یکدیگر بودند. این شهید گرانقدر عملیات خیبر، در وصیت‌نامه بصیرت‌بخش خود، علاوه بر توصیه والدین به صبر و استقامت زینبی، هم‌کلاسی‌ها و دانش‌آموزان ایران را به جهاد علمی و تداوم مسیر دانش‌اندوزی فراخوانده است. پایگاه اطلاع‌رسانی ایثار استان یزد با بازخوانی این میراث معنوی، متن کامل وصیت‌نامه شهید صالحی را منتشر می‌کند؛ سندی که نشان می‌دهد چگونه یک دانش‌آموز سوم راهنمایی، درسِ ایثار و ولایت‌مداری را به بهترین شکل در مکتب عاشورا آموخت.»


شیششظ

به گزارش نوید شاهد یزد، شهید ناصر صالحی اردکانی 4 بهمن 1348 در شهرستان اردكان به دنیا آمد. پدرش علی، پارچه‌فروش بود و مادرش فاطمه نام داشت. دانش آموز سوم راهنمایی بود. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی راهی جبهه های حق علیه باطل شد. سرانجام 21 شهریور 1363 با سمت تک تیرانداز در كوشک بر اثر اصابت تركش به شكم و كمر مجروح شد و در كلینیک عباس‌آباد تهران  بر اثر جراحات ناشی از مجروحیت به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدا بنام او که همه چیزم از اوست، بنام او که زندگیم در جهت اوست، بنام او که جانم در دست اوست، بنام او که معشوقم اوست، بنام او که معبودم اوست، مقصود و مرادم اوست، امیدم اوست و با درود و سلام بیکران بر یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نائب بزرگوار و بر حقش خمینی بت شکن و با درود بر تمامی رزمندگان اسلام و با درود بر مردم شهید پرور ایران که در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایستادگی می کنند.
 
شیششظ
 وصیت نامه خود را شروع می کنم. مادر عزیز مهربانم امیدوارم که از مرگ من ناراحت نباشی بلکه خوشحال باشی که فرزندت را در راه خدا قربانی کردی، مادر عزیزم موقعی که خبر شهادت مرا شنیدی هرگز گریه مکن که اگر گریه کنی دشمن را شاد کردی. مادرم می دانم که چقدر شب و روز زحمت کشیدی تا مرا بزرگ کردهای و چه رنجها که نکشیدی. امیدوارم که شیر گرم خودت را حلالم کنید و پاداش این همه زحمات را در آن دنیا از پروردگار خواهید گرفت.
پدر عزیزم امیدوارم که از مرگ من ناراحت نباشی زیرا این امانتی بود که خداوند به شما داده بود و حالا خداوند این امانت از شما گرفت و پاداش این همه رنج و زحمت که برای بزرگ کردن من کشیدید. خداوند در آن دنیا به شما خواهد داد. پدر و مادرم موقعی که خبر شهادت مرا شنیدید لباس سیاه به تن مکنید و در همان موقعی که خبر شهادتم را به شما دادند دو رکعت نماز بخوانید و بعد از نماز برایم دعا کنید که خدا مرا جز و شهدای کربلا قرار بدهد.
وصیت من به خویشان و رفقایم این است که از من راضی باشید و هرگز لباس مشکی به تن نکنید و خوشحال باشید و اگر بدی از من دیدید مرا حلال کنید. از پدر و مادرم می خواهم که برادرانم را حسین وار تربیت کنند تا موقعی که بزرگ شدند راه مرا ادامه دهند.
وصیتم به برادرانم،  به همکلاسی هایم و دانش آموزان عزیز این است که درسشان را بخوانند و هرگز مدرسه را رها نکنند که خدای ناکرده دشمن شاد شود. وصیتم به امت شهید پرور ایران بخصوص به مردم اردکان این است که هرگز از خط امام بیرون نروند و امام را تنها نگذارند و به دستورات قرآن و امام عزیزشان گوش فرا دهند.
پدرم هر کس آمد و از من طلبکار بود پولش را بدهید و ضمناً سه ماه نماز درست و دو ماه نماز شکسته و ده روز روزه دارم که این زحمت را شما بکشید و برایم بگیرید. شهادت سرآغاز زندگیست نترسم ز مرگی که خود زندگیست.
 ضمناً از همسایگان مهربان می خواهم که اگر بدی از من دیده اند مرا حلال کنند. پدر و مادرم می دانم که خیلی شما را آزار و اذیت کرده ام از شما می خواهم که به بزرگی خودتان مرا ببخشید. ناصر صالحی
 
منبع: نویدشاهد

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه