خاطرات شفاهی جانبازان؛
پایم روی مین رفت؛ اما امیدم را از دست ندادم
جانباز جلال احمدی از اهالی روستای نوئه بانه، در خاطرات شفاهی خود از روزی میگوید که در سال ۱۳۷۴ بر اثر انفجار مین هر دو پایش بهشدت آسیب دید؛ حادثهای که اگرچه زندگیاش را برای همیشه تغییر داد، اما امید و اراده او را از بین نبرد.

به گزارش نوید شاهد کردستان، جانباز جلال احمدی از اهالی روستای نوئه بانه، در خاطرات شفاهی خود از دوران جنگ و حادثه جانبازیاش روایت میکند.
احمدی در سال ۱۳۷۴ هنگام جمعآوری مازو در حوالی روستای کلاوه، بر اثر انفجار مین بهشدت از ناحیه هر دو پا مجروح شد. با وجود شدت جراحات و احتمال قطع پاها، با تلاش پزشکان از قطع عضو جلوگیری شد، اما یکی از پاهایش حرکت خود را از دست داد.
این جانباز بانهای پس از ۳۱ سال، خاطرات خود از آن حادثه و روزهای سخت جنگ را برای ثبت در تاریخ شفاهی ایثارگران روایت میکند.