آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۱۲۵
۰۷:۵۱

۱۴۰۵/۰۶/۰۲

شهید «رضا نجفی» شهادت را یک انتخاب می‌دانست

برادر شهید «رضا نجفی» می گوید: رضا شهادت را نه یک اتفاق، بلکه انتخابی آگاهانه و عاشقانه می‌دانست




به گزارش نوید شاهد زنجان، زندگی آرام و روزمره در آن روز‌ها همچون همیشه جریان داشت؛ روز‌ها با طلوع خورشید آغاز می‌شد و شب‌ها در کنار خانواده و دوستان سپری می‌شد. در آخر هفته‌ها جمع‌های کوچک و بزرگ شکل می‌گرفت؛ عده‌ای در کنار دوستان و خانواده بودند و گروهی نیز در خواب عمیق فرو رفته بودند، غافل از خطراتی که به‌زودی بر سرزمینشان فرود می‌آمد.
اما یک شب، همه چیز تغییر کرد. در نیمه‌های شب، صدای انفجار‌ها و فریاد‌های اضطراب‌آلود همه‌جا را پر کرد. بی‌درنگ مشخص شد که موشک‌های صهیونیستی قلب تهران و مناطق اطراف را هدف قرار داده‌اند و فریاد مرگ و ویرانی برپا شده است. شهری که روزی سرشار از زندگی و شادی بود، حالا در میان ترس و بی‌پناهی قرار گرفته بود و صدای انفجار‌ها خیابان‌ها را پر می‌کرد.
در شهر زنجان نیز همانند دیگر شهرها، غم و اندوه مهمان مردم شد. دشمن هر روز بر ظلم و ستم خود می‌افزود و بی‌رحمانه زنان، مردان و کودکان بی‌گناه را هدف قرار می‌داد. در این میان، یکی از شهدای این جنگ، پاسدار «رضا نجفی» بود؛ مردی که همواره آماده بود جان خود را در راه دفاع از وطن و مردم فدا کند و سرانجام صبح بیست‌وششم خرداد، در برابر حملات دشمن ایستاد و جانانه جنگید و با رفتن به سوی آسمان، جاودانه شد.
شهید «رضا نجفی» در راه دفاع از خاک کشور جان خود را فدا کرد و نامش برای همیشه در تاریخ این سرزمین بر بلندای افتخار باقی ماند. او نمادی از فداکاری و آزادگی شد تا یادآور این حقیقت باشد که در سخت‌ترین شرایط نیز مرز‌های عشق به وطن و احساس مسئولیت، استوار و پابرجا باقی می‌ماند.

شهید «رضا نجفی» شهادت را یک انتخاب می‌دانست
شوق پاسداری در وجودش زبانه می‌کشید


رهبر نجفی، برادر شهید «رضا نجفی»، در گفت‌و‌گو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی موج‌رسا، از صمیمیت میان خود و برادرش و همچنین از روز حادثه روایت کرده است.
او درباره مسیر زندگی برادرش می‌گوید: داستان از روزی آغاز شد که برادرم رضا، پس از سال‌ها تحصیل و فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، دل به دریای خدمت سپرد. شوق پاسداری در جانش زبانه می‌کشید و گویی رسالت خود را در این مسیر می‌دید.
به گفته برادر شهید، ورود رضا به عرصه پاسداری هم از نیاز شغلی و هم از علاقه‌ای دیرین سرچشمه می‌گرفت و به همین دلیل، بی‌درنگ گام در این مسیر گذاشت.
رهبر نجفی ادامه می‌دهد: چهره رضا پس از پوشیدن لباس سبز سپاه، نورانی‌تر از همیشه به نظر می‌رسید؛ انگار این لباس، جامه‌ای برازنده قامت او بود.
او بیان می‌کند: هرچه رضا بیشتر در این مسیر پیش می‌رفت، هدفش روشن‌تر و استوارتر می‌شد. خدمت صادقانه آرمانی بود که در دل می‌پروراند و با تمام وجود برای تحقق آن تلاش می‌کرد. در وادی پاسداری، نه فقط یک وظیفه، بلکه عشقی مقدس یافته بود؛ عشقی که او را به سربازی فداکار و جان‌برکف برای میهن تبدیل می‌کرد.

شهادت اتفاقی نیست، بلکه یک انتخاب است


برادر شهید «رضا نجفی» با اشاره به علاقه دیرینه او به شهادت می‌گوید: آتش عشق به شهادت از دیرباز در جان رضا شعله می‌کشید. او همواره تأکید داشت که نباید شهادت و شهدا را امری دست‌نیافتنی جلوه داد، بلکه باید شهدا را چنان معرفی کرد و شهادت را چنان شناساند که هرکس در راه اسلام و ایران قدم برمی‌دارد، بارقه‌ای از ایثار و فداکاری را در وجود خود احساس کند.
به روایت رهبر نجفی، رضا معتقد بود شهادت تنها مختص افراد خاص نیست و هرکسی که در راه خدا گام بردارد، می‌تواند به این مقام والا دست پیدا کند.
او می‌گوید: برادرم می‌گفت: «شهادت، گوهر گرانبهایی است که جز به دستان عاشقان دلباخته نمی‌رسد.»
به گفته برادر شهید، رضا باور داشت باید آن‌قدر از شهدا و عظمت راه آنان سخن گفت که جوانان این مرز و بوم، آرزوی شهادت را در سر بپرورانند و برای رسیدن به آن از جان و دل مایه بگذارند.
رهبر نجفی تأکید می‌کند: او شهادت را نه یک اتفاق، که یک انتخاب می‌دانست؛ انتخابی آگاهانه و عاشقانه که تنها از دل‌های پاک و جان‌های شیفته برمی‌آید.

شهید «رضا نجفی» شهادت را یک انتخاب می‌دانست

چهار یادگار از «رضا نجفی»


چهار یادگار از شهید «رضا نجفی» به جا مانده است؛ سه پسر و یک فرزند در راه که به گفته برادرش، عطر پدر را در رگ‌های خود دارند.
رهبر نجفی درباره فرزندان برادرش می‌گوید: نگاهشان که می‌کنی، تصویری از رضا را مقابل چشمانت مجسم می‌کنی. غیرت، شجاعت و عشق به وطن در وجودشان موج می‌زند. آنها میراث‌دار پدری هستند که جانش را فدای ایران کرد.
او ادامه می‌دهد: ما پیمان بسته‌ایم که راهش را ادامه دهیم؛ راهی که با عشق به وطن، خدمت به مردم و دفاع از ارزش‌های اسلامی هموار شده است.
برادر شهید با تأکید بر اهمیت استقلال و امنیت کشور بیان می‌کند: سیاست‌ها می‌آیند و می‌روند، اما عشق به وطن اصیل و پابرجاست. ما برای امنیت و آسایش ایران می‌کوشیم و برای آزادی و سربلندی این خاک، می‌خواهیم کشورمان روی پای خود بایستد و استوار و مستقل باشد.


میراث‌دار شجاعت و شهادت برادرم هستیم


رهبر نجفی می‌گوید: با تمام توان، در راهی که برادرم آغاز کرد، قدم برمی‌داریم. ما میراث‌دار غیرت و شجاعت او هستیم و تا آخرین نفس از خاک وطن دفاع خواهیم کرد.
او ادامه می‌دهد: برادرم رفت، اما راهش باقی است؛ راهی که جوانان این مرز و بوم با افتخار آن را ادامه خواهند داد.
برادر شهید «رضا نجفی» در ادامه از ویژگی‌های اخلاقی او در محیط خانواده نیز سخن می‌گوید: درون خانه، پناهگاهی امن و آرام بود. سایه‌اش آرامش‌بخش و حضورش دلگرم‌کننده بود. هرگز صدایش را بلند نشنیدیم و هرگز از محبتش دریغ نکرد. با آنکه کم‌حرف بود، اما نگاهش هزاران حرف نگفته را فریاد می‌زد؛ عشقی خالصانه و بی‌ریا.


پیوندی فراتر از برادری میان ما بود


رهبر نجفی با اشاره به رابطه نزدیک خود با برادرش بیان می‌کند: دوران دبیرستان، ما همکلاس بودیم و فراتر از برادری، پیوندی عمیق بین ما شکل گرفته بود. رازدار هم بودیم و بیشتر اوقاتمان را با هم می‌گذراندیم. صمیمیت‌مان به حدی بود که از ناخوشی یکدیگر، ناخودآگاه آگاه می‌شدیم. رضا بهترین دوست من بود.
او با اشاره به مشغله‌های کاری و ورزشی شهید می‌گوید: روز‌های پرالتهابی بود. مشغله کاری برادرم و دغدغه‌های کاری و ورزشی، دیدارهایمان را کم‌رنگ کرده بود. او نیز درگیر مسئولیت‌های شغلی و فعالیت‌های ورزشی خود بود و مدتی بود به دلیل همین مشغله‌ها، فرصت دیدار دست نداده بود. دلتنگش بودم.


«ما همه در عرصه میدان هستیم»


برادر شهید روایت می‌کند: عید غدیر بود و در آن روز‌ها آتش جنگ زبانه می‌کشید. با برادرم برای تبریک‌گویی تماس گرفتم. صدایش پر از مهر و محبت بود و تبریک عید را به گوشم رساند.
رهبر نجفی ادامه می‌دهد: در آن مکالمه کوتاه، نتوانستم احساسم را پنهان کنم. با صدایی رسا و پر از اطمینان به او گفتم: «ما همه در عرصه میدان هستیم، من و پسرانت، پشت شما هستیم.»
او می‌گوید: در آن لحظه، تمام دلتنگی‌ها و فاصله‌ها رنگ باخت. می‌دانستم که او نیز با تمام وجود، حامی و پشتیبان ماست. احساس مسئولیت و تعهد، او را به سمت جلو می‌راند و ما نیز با تمام توان در کنارش خواهیم بود.


استرس عجیبی وجودم را فرا گرفته بود


رهبر نجفی درباره روز‌های منتهی به شهادت برادرش روایت می‌کند: بیست‌وپنجم خرداد بود؛ یک روز قبل از شهادتش. من در تهران بودم و ساعت سه بعدازظهر بلیت اتوبوس به سمت زنجان داشتم.
او ادامه می‌دهد: با وجود اینکه ورزشکار بودم و هیچ بیماری قلبی نداشتم، استرس عجیبی وجودم را فرا گرفت و حال خاصی داشتم.
به گفته وی، مسیر تهران تا زنجان ۱۲ ساعت طول کشید و در تمام طول مسیر، احساس فشار در قلب و غم عجیبی داشت؛ حسی که نمی‌توانست آن را توصیف کند و گویی اتفاقی در حال وقوع بود.
رهبر نجفی می‌گوید: ساعت سه شب، بعد از ۱۲ ساعت ترافیک و شلوغی مسیر، به خانه رسیدم، اما آن حال عجیب رهایم نمی‌کرد. خواستم استراحت کنم، شاید بهتر شوم. به خواب رفتم.
او ادامه می‌دهد: حوالی ساعت ۶ صبح بود که تلفنم زنگ خورد. عمو بود. همین که جواب دادم، گفت: «رضا شهید شد.»
برادر شهید از لحظه شنیدن این خبر چنین روایت می‌کند: دنیا دور سرم چرخید. تنها جمله‌ای که توانستم به زبان بیاورم، این بود: «خوشا به سعادتش که به آرزویش رسید.»

تشییع با پرچم ایران افتخاری بزرگ است


رهبر نجفی با اشاره به آرزوی برادرش برای شهادت می‌گوید: با پرچم ایران تشییع شدن و شهادت، پرافتخارترین نوع مرگ است؛ بزرگ‌ترین افتخاری که نصیب یک انسان می‌شود.
او ادامه می‌دهد: برادرم آرزوی شهادت داشت. فقط گفتم: «خوش به سعادتش که به آرزویش رسید؛ برادر جان، خوش به سعادتت که به آرزویت رسیدی!»
برادر شهید می‌گوید: آن روز فهمیدم حال و هوای سختی که در بیست‌وپنجم خرداد داشتم، گویی ندای درونی بود که خبر از این اتفاق می‌داد. حسی که نمی‌توانستم توصیفش کنم، حالا معنا پیدا کرده بود.
او تأکید می‌کند: رضا با شهادتش به آرزوی دیرینه‌اش رسید و نامش را در تاریخ این سرزمین جاودانه کرد. عطر شهادتش تا ابد در فضای این وطن خواهد پیچید و ما راهش را ادامه خواهیم داد.

شهید «رضا نجفی» شهادت را یک انتخاب می‌دانست

«راهش باقی است»


رهبر نجفی در پایان با اشاره به جایگاه شهید «رضا نجفی» و دیگر پاسداران مدافع وطن می‌گوید: در قلب ایران، سرزمینی که مهد تمدن و شیران است، دلاورمردانی پرورش یافته‌اند که پاسدار ارزش‌های والای این خاک هستند. این پاسداران با عشقی بی‌مثال به وطن، ناموس و رهبری، آماده‌اند در راه دفاع از این آرمان‌ها جان خود را فدا کنند و با گام‌هایی استوار به سوی شهادت بشتابند.
او شهید «رضا نجفی» را یکی از این دلاوران می‌داند که با شجاعتی بی‌نظیر و ایثاری وصف‌ناپذیر، جان خود را در راه سربلندی وطن فدا کرد.
برادر شهید خاطرنشان می‌کند: او و همرزمانش همچون سدی پولادین در برابر دشمنان این سرزمین ایستادند و با خون خود از خاک پاک ایران پاسداری کردند.
یاد و خاطره شهید «رضا نجفی» و همه شهدای این سرزمین گرامی باد و راهشان پررهرو باد.


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه