خون ما، بهای بیداری و زندهماندن اسلام است
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «محمدعلی پورمحمدی»، متولد بیستوششم مرداد ۱۳۴۴ در گلباف کرمان است. او که تا سطح یک حوزوی در مکتب علوم دینی تلمذ کرده بود، همزمان لباس جهاد به تن کرد و راهی جبهههای نبرد شد. پورمحمدی سرانجام در بیستوششم شهریور ۱۳۶۳، در بیمارستان خاتم اهواز بر اثر صدمات ناشی از اصابت ترکش، به کاروان شهدا پیوست.

در ادامه به مرور وصیت نامه شهید «محمدعلی پورمحمدی» می پردازیم:
آنطور که خدا میخواهد باشید؛ و همۀ شما، مخصوصاً خانواده و برادران تخریب، سعی کنید آنطور که در عمل نشان میدهید و انشاءالله که عامل آن نیّتاً نیز هستید، نیت خود را خالصتر کنید. باور کنید دنیای دیگر، حسابوکتاب خیلی سخت است. مرا ببخشید؛ چون هیچ حقی را ادا نکردم؛ نه حق پدر و مادری و خواهر و برادری و نه حق دوست و رفیقی. جدّاً امید عفو دارم. از خانواده میخواهم که اگر جوشان است، جوشانتر شود؛ اگر خروشان است، خروشانتر شود و اگر غرّان است، غرّانتر شود؛ اما همۀ اینها برای خدا باشد.
تابش مجدد آفتاب عالمتاب اسلام پس از هزاران سال و دریده شدن ابرهای تیرهوتارِ خفقان استعماری، فروغی دیگر به پیکر نیمهجان و پژمردۀ مسلمین بخشید. این آغازگر حرکتی عظیم شد؛ حرکتی که جملگی به سوی بیداری انسانها و درک رسالت بزرگی است که در جهان هستی بر عهدۀ آنان گذارده شده است.
انسانهای بیدار این عصر میدانند که قرنها مردم در منجلاب خون و خفقان قرار داشتند. اگر این بیحرکتی ادامه مییافت، برای کسانی که میخواستند بانگ بیدارباش اسلام را بزنند، خطری بزرگ بود. اگرچه اسلام نابودنشدنی است، ولی به خون احتیاج دارد. میدانیم خدا «متمّ نورش» است، ولی باید خونها ریخته شود تا اسلام زنده بماند. پس باید کسی باشد تا بیدارباش بزند، مردم را نجات دهد و از منجلاب فساد بیرون بکشد.
این خونهایی که ریخته میشود؛ اوّلاً قربهً الی الله است؛ ثانیاً باعث زندهماندن اسلام است. امام راه سعادت را پیش گرفت و مسئولیت مهم رهبری را قبول کرد تا مردم را از خوابهای خطرناک بیدار کند. از طرف من به امّت برسانید که دیگر جایی برای بیگانه، نه در کشور ما و نه در دیگر کشورها نیست. واقعاً زشت است بر ما که در حقیقت به نام اسلام قیام کردهایم، بگذاریم بیگانه حضور داشته باشد، ولی ما بیحرکت باشیم.
خود را عوض کنید. جدّاً خودتان را خالص کنید؛ چرا که باید روزی از این زندان برویم؛ پس چه خوب است با عبادت و خلوص نیّت، پروردگار خود را ملاقات کنیم که فرمودهاند: «الدُّنیا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ رَاحَهُ الْکافِرِ» (دنیا زندان مؤمن و راحتی برای کافر است).
کسانی که به نام اسلام قیام نمودهاند، مواظب باشند تا چنین رهبری دارند، در انقلابشان شکست راه ندارد؛ ولی باید او را تنها نگذارند و تحت فرمان باشند. ما باید امام را تنها نگذاریم و قدر او را بدانیم. باید نسل ظالمان با ریختهشدن خون ما قطع شود. خون ما شاید در اصل برای ریختهشدن در راه اسلام به ما بخشیده شده است.
از کسانی که از فراق من ناراحت میشوند، میخواهم که برای خدا باشد. ما «للّه» هستیم و به سوی او میرویم. مالک اصلی خداست؛ چرا ناراحت باشیم؟ همانطور که ما در دنیا مالی را که از دست میدهیم پس از مدتی دوباره به دست میآوریم، پس ما که برای خدا هستیم، طبق مصلحت او به سویش میرویم.
در پایان از خانوادهام و دیگر عزیزانم اگر نتوانستم حق پسر و برادری را ادا کنم، عذر میخواهم. اگر شهید شدم، جنازۀ مرا اول به حوزه ببرید و بعد به گلباف تشییع کنید. هر هفته سر قبر پدرم بروید. ناراحت نباشید. اگر شما طالب اسلام هستید (که حتماً هستید)، پس باید خون بدهید.
انتهای یپام/