آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۳۵۱
۱۸:۲۵

۱۴۰۵/۰۶/۱۱

عهد بسته‌ایم که دنباله روی راه امام و سیدالشهداء (ع) باشیم

در وصیت‌نامه شهید «اصغر طوفانی» می‌خوانیم: عهد بسته‌ایم که دنباله روی راه امام و سیدالشهداء (ع) باشیم.


به گزارش نوید شاهد اردبیل، شهید اصغر طوفانی، هجدهم مرداد ۱۳۴۳، در شهرستان مراغه دیده به جهان گشود. پدرش اکبر، بازنشسته ارتش بود و مادرش محبوبه موید ناصح، نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیستم آذر ۱۳۶۰ در سرپل ذهاب کرمانشاه توسط نیرو‌های عراقی بر اثر اصابت ترکش به بدن به شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای حضرت زهرا (س) مراغه به خاک سپرده شد. او را ناصر نیز می‌گفتند.

عهد بسته‌ایم که دنباله روی راه امام و سیدالشهداء (ع) باشیم

وصیت‌نامه شهید اصغر طوفانی:

بسم رب الشهداء

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول اللهشهدا پیش خداوند زنده‌اند و روزی می‌خورند و ابدی هستند. از خداوند می‌خواهم من هم به شهادت برسم که سعادت همیشگی در آن است. خداوندا تو را به یگانگی‌ات قسم می‌دهم که شهادت در راه اسلام را نصیب من گردان و این قطره خون ناقابل مرا بپذیر. خداوندا من لیاقت این را ندارم ولی می‌دانم که هر چه تو خودت می‌خواهی می‌کنی. پس مرا در صف شهدا قرار بده. پروردگارا گناهانم را ببخش و مرا زبانی عطا فرما که بتوانم سپاسگزار نعمت‌های بی شمار تو باشم. من و دیگر برادرانم اکنون عازم جبهه جنگ هستیم تا به شرق و غرب بفهمانیم که ایران تنها کشوری است که رسماً با آمریکا می‌جنگد. ما مرد جنگیم و برای کشته شدن حاضریم و با خدای خویش عهد بسته‌ایم که دنباله روی راه امام و سیدالشهداء (ع) باشیم.

 ایرانی‌ها مثل مردم کوفه، حسین زمان را تنها نمی‌گذارند. اکنون وقت آن رسیده است که به ندای «هل من ناصر ینصرنی حسین» زمان لبیک بگوییم. با پیام خمینی کبیر دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و برای احیای اسلام و انقلاب، داوطلبانه به جبهه آمدم و اکنون راهی را می‌روم که مولایم علی (ع) آن را به من آموخت راهی را می‌روم که سرورم حسین بن علی آن را پیمود که خوب و دلنشین است این راه، کوتاه‌ترین راه و پرسودترین راه است.

مادر گرامی! که بعد از خدای مهربان، عزیزترین نزد من هستی. من به وجود تو مادر گرامی افتخار می‌کنم و تو‌ای مادر عزیز افتخار کن که چنین فرزندی را تربیت کرده‌ای و حالا او را مانند ابراهیم در راه خدا قربانی می‌دهی.

مادر گرامی! اگر من شهید شدم برای من گریه نکن، چون من می‌خواهم قبل از اینکه خدا جان مرا بگیرد، خودم جانم را تقدیم کنم. زندگی یک کلاس بیش نیست انسان باید دیر یا زود امتحان بدهد و اگر من داوطلبانه به جبهه برای حق و اسلام عازم شده‌ام شاید موقع امتحان من فرا رسیده باشد امیدوارم به خوبی از عهده این امتحان برآیم.

وصیت من به دوستانم این است که بعد از من سنگر مرا خالی نگذارند و راهم را ادامه دهند. با درود و سلام به امام امت خمینی بت شکن و با سلام بر شهیدان راه حق از هابیل گرفته تا به امروز.

 

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه