روایتی از دیدار با خانوادهی شهید رئیسیمقدم / چشم دل، حقیقت حضور شهدا را میبیند

به گزارش نوید شاهد فارس، رئیس اداره فرهنگی و تبلیغات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس در یادداشتی به مناسبت دیدار با خانواده معظم شهید «یوسف رئیسیمقدم» نوشت:
بسمالله الرحمن الرحیم
سهشنبه سوم شهریورماه ۱۴۰۵، توفیقی دست داد تا در معیت معاون محترم فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس، میهمانِ بیتِ شریف و نورانی خانوادهی معزز شهید والامقام «یوسف رئیسیمقدم» باشیم.
در آن فضای آکنده از سکوتِ پرمعنا و وقار، بیش از هر زمان دیگری حقیقت این آیهی شریفه در جانم جلوهگر شد که: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»
شهدا نه از میان ما رفتهاند و نه مردهاند؛ بلکه شاهدانِ حیّ، ناظرانِ باطن و روزیخورانِ بارگاه قدس پروردگارند. آنان نهتنها پشتوانه روحی و تسلیبخش خانوادههای صبور خویشاند، بلکه همواره بیننده و ناظر بر عملکرد و میزان اخلاص ما خادمانِ این عرصه به شمار میروند. ادراک این حقیقت البته نه با چشم سر، که تنها با دیدهی دل و دیدگان بصیرتآگاه میسر است؛ همانگونه که نگریستن به وجهالله و رسیدن به درک حقایق باطنی، شایستهی دلهای پیراسته از غبار تعلقات است.
توفیق خدمتگزاری در سایهسار هدایت شهدا
بیتردید شهدای والامقام در پناه عنایت ربوبیاند و «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ»؛ از این رو، یگانه راه دستیابی به سعادت و عاقبتبهخیری، گامنهادن در صراط نورانی آنان، تمسک به راه و آرمانهایشان و طلب دعای خیر از این سرمایههای معنوی است تا مگر به برکت انوار وجودیشان از تاریکیهای روزمرگی رهایی یافته و به سوی نور هدایت شویم. حضور در جمع صمیمی و پرفیض خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران، موهبت و توفیقی ارزشمند از سوی «خدای شهیدان» به خادمانِ بنیاد شهید است؛ فرصتی مغتنم برای بازخوانی رسالتها، تقویت ارادهها و تجدید عهد با شهیدان. امید است که بتوانیم از این فرصتِ گرانبها و استثنایی نهایت بهرهی معنوی را حاصل نماییم و با تمسک به سیرهی نورانی شهدای والامقام، در مسیری طی طریق کنیم که ثمرهی آن، اخلاص در عمل و حُسنِ عاقبت برای یکایک ما باشد.
از گرمای آبادان تا عملیات مرصاد و غربت اسارت
در امتداد این همنشینی، پای سخنانِ دلنشین و در عین حال سوزناکِ برادر شهید نشستیم؛ روایتی سراسر حماسه و مظلومیت از یوسفی که در نخستین روز از فروردینماه سال ۱۳۴۸ در خاک گرم آبادان دیده به جهان گشود و با شعلهور شدن آتش جنگ تحمیلی، همراه با خانواده راهی شیراز شد تا در سنگر باصفای مسجد سلمان، جان و دل خود را با زلال معارف دینی صیقل دهد. او که در عنفوان جوانی و در سن ۱۸ سالگی با کسوت شریف سربازی در ژاندارمری (نیروی انتظامی) عازم خطوط مقدم نبرد شده بود، در عملیات غرورآفرین مرصاد در سال ۱۳۶۷ مفقودالاثر شد. پس از مدتی، خبر اسارتش در چنگال دژخیمان بعثی بارقهای از امید در دل خانواده نشاند؛ اما این غربت تا سال ۱۳۶۹ و زمان بازگشت غرورآفرین آزادگان ادامه یافت؛ روزهایی تلخ که اتوبوس حامل یوسف تا یکقدمی مرزهای میهن پیش آمد، اما پیش از ورود به خاک وطن با کینهتوزی دشمن بعثی بازگردانده شد و پس از آن، دیگر هیچ خبری از این آلالهی در غربت مانده به دست نیامد.
۳۸ سال چشمانتظاری؛ دری که هرگز بسته نشد
برادر شهید از روایت ناب و جانسوز ۳۸ سال صبوری، انتظار و اشکهای در خفای مادری فداکار سخن گفت که هر شنوندهای را مبهوت عظمت روح خود میساخت؛ مادری که در تمام این نزدیک به چهار دهه فراق، درِ خانهاش را همواره باز میگذاشت تا مبادا یوسفش از راه برسد و لحظهای پشت در بماند. این است جلوهی ناب و بیکرانِ چشمانتظاری یک مادر… او از واپسین روزهای حیات پربرکت این اسوهی صبر سخن گفت؛ مادری که حدود ۴۰ روز پیش، سرانجام با دیدهی دل به دیدار فرزندش نائل آمد و پس از آن میعاد معنوی و پایانیافتن میثاق انتظار، سبکبال به دیدار معبود شتافت تا در اعلیعلیین و در جوار رحمت واسعهی الهی و اولیای طاهرین، در کنار دلبند شهیدش آرام گیرد. سنگینی و شکوه این پیوند معنوی چنان بود که گویی زمان برای دقایقی در آن حریم قدسی از حرکت ایستاده بود.
ما تا ابد وامدار و مدیون این شهیدان والامقامیم؛ غیورمردانی که برای امنیت، عزت و آرامش ما از ارزشمندترین سرمایهی خویش گذشتند، و مدیون مادرانی صبور که کوهی از درد فراق و اشکهای پنهان را با عزت به دوش کشیدند. امید است که به فضل الهی، قدردان این لحظات گرانبها باشیم و در ادای دین به این اسوههای ایثار و شهادت، در مسیر تعالی و خدمتگزاری خالصانه گام برداریم.
«اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً»
داریوش شهابی رئیس اداره تبلیغات بنیاد شهید و امور ایثارگران
انتهای متن/