آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۰۰۶
۰۹:۴۳

۱۴۰۵/۰۶/۰۹
خاطره‌‌ای از شهید «مرتضی خادمی ماشاری»

دل یتیمان را شاد می‌کرد و در مرز، مردانه در برابر اشرار ایستاد

برادر شهید تعریف می‌کند: به گفته یکی از اقوام، ایشان که پدر نداشتند و در واقع یتیم بودند، از محبت و بخشندگی شهید مرتضی بسیار بهره‌مند می‌شدند. می‌گفتند؛ شهید مرتضی آن‌قدر بخشنده بود که هرگاه به دیدن ما می‌آمدند، به ما پول توجیبی و عیدی می‌دادند و ما را دلشاد می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که غم نداشتن پدر را برای مدتی فراموش می‌کردیم.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «مرتضی خادمی ماشاری» یکم شهریور ۱۳۶۲، در شهرستان بندرعباس دیده به جهان گشود. پدرش محمدامین، کارمند بود و مادرش عصمت نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته الکترونیک درس خواند و دیپلم گرفت. ستوان دوم نیروی انتظامی بود. نهم شهریور ۱۳۸۳، در منطقه مرزی پاسگاه ردیک ایرانشهر هنگام درگیری با اشرار بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.

ر

آنچه پس از شهادتش فهمیدم؛ روایت برادری که نشناخته بودم

در زمان حیات ایشان، بنده که برادر بزرگ‌ترشان بودم، نتوانستم آن‌گونه که باید ایشان را درک و به‌ خوبی بشناسم. پس از شهادت ایشان بود که توانستم تا حدودی به شناختی از شخصیت و بزرگواری ایشان دست پیدا کنم.

به گفته یکی از اقوام، ایشان که پدر نداشتند و در واقع یتیم بودند، از محبت و بخشندگی شهید مرتضی بسیار بهره‌مند می‌شدند. می‌گفتند: «شهید مرتضی آن‌قدر بخشنده بود که هرگاه به دیدن ما می‌آمدند، به ما پول توجیبی و عیدی می‌دادند و ما را دلشاد می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که غم نداشتن پدر را برای مدتی فراموش می‌کردیم.»

سرانجام، ایشان در اوایل مرداد سال ۱۳۸۳، برای انجام خدمت به هنگ مرزی جکیگور ایرانشهر، گروهان پیشین پاسگاه مرزی ریدیک منتقل شدند. طبق گفته همرزمان شهید، از بدو ورود، مسئول عملیات پاسگاه شدند.

تقریباً از اوایل مرداد سال ۱۳۸۳ تا نهم شهریور همان سال، مدت یک ماه از حضور ایشان در آن منطقه گذشت. در همین مدت، تنها سه روز پیش از شهادت، در جریان یک عملیات، موفق شدند ۸۰۰ کیلوگرم حشیش و مقدار زیادی سلاح، مهمات و عتیقه‌جات را از اشرار کشف کنند.

سرانجام، در تاریخ نهم شهریور ۱۳۸۳، ساعت ۳ بامداد، در اولین شب از ایام اعتکاف، مصادف با سیزدهم رجب، سالروز میلاد حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، در حالی که به همراه چند تن از سربازان در تپه‌ای کمین کرده بودند، اشرار مسلحی را که از پاکستان قصد ورود به کشورمان را داشتند مشاهده کردند.

شهید مرتضی پس از مشاهده آنان، از تپه پایین آمده و به سمتشان حرکت و خیز برداشتند. پس از شناسایی دقیق افراد مسلح، اقدام به تیراندازی به سمت دو فرد شرور کردند؛ اما سلاح ایشان ـ که همان روز و حتی پیش از آغاز کمین نیز با آن شلیک کرده بودند ـ این بار عمل نکرد و گلوله در لوله اسلحه گیر کرد و شلیک صورت نگرفت.

اشرار نیز با استفاده از این موقعیت پیش‌آمده، چند گلوله به سوی ایشان شلیک کردند که یکی از گلوله‌ها به ناحیه شکم ایشان اصابت کرد و این کبوتر سبکبال را به خاک و خون کشید.

سرانجام، در سحرگاه همان روز، ساعت ۵ بامداد، هم‌زمان با روز میلاد امیرالمؤمنین حضرت علی مرتضی(ع)، شهید مرتضی در سن ۲۱ سالگی به دعوت مولایش لبیک گفت و به آسمان پر کشید.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

(به نقل از برادر شهید)

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه