دیدارِ رزمندهای با حضرت حجت(عج) در جبهههای نبرد

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حجتاله باقری چهارم خردادماه ۱۳۴۶ در روستای «رودبال» از توابع شهرستان فیروزآباد چشم به جهان گشود. هفت ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا اول راهنمایی گذراند. او نوجوان بود که با روحیهای بسیجی لباس رزم بر تن کرد و بهعنوان تکتیرانداز راهی جبهههای حق علیه باطل شد. ابتدای سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. وی سرانجام بیستم تیرماه ۱۳۶۴ در پاسگاه مرزی «بیات» دهلران در حالی که مردانه در برابر دشمن ایستاده بود، بر اثر اصابت ترکش به دست و پا، به قافله شهدا پیوست. پیکر پاکش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
متن خاطره:
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۶۱، شب جمعه بود. یکی از روحانیون مشغول خواندن دعای کمیل بود و ما در کنار او نشسته بودیم و با تمام وجود گریه میکردیم. یکی از برادران هم در کنار من نشسته بود. در میانهی دعا، من از جایم بلند شدم و به سمتی رفتم. وقتی برگشتم، دیدم برادر جای من نشسته است؛ اما وقتی دقت کردم، دیدم او هنوز همانجا نشسته و با همان حال در حال گریه کردن است.
از او گفتم: برادر، بلند شو تا برویم. اما او با تعجب پرسید: چرا بلند شدی و رفتی؟ گفتم: کاری داشتم. پرسید: مگر نمیدانستی؟ گفتم: نه برادر، مگر چه شده است؟ گفت: همین که تو رفتی، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیش روی من آمد! و همین که من آمدم تا با او صحبت کنم، ناگهان رفت!
من هم با شنیدن این حرف گریهام گرفت. دوباره در کنار هم نشستیم و مدتی طولانی دربارهی آن اتفاق صحبت کردیم. این یک معجزه بود؛ معجزهای که در میان دعای کمیل رخ داد، در حالی که نصیب ما نشده بود که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببینیم.
انتهای متن/