زندگینامه شهید «محمدحسن پورمندصفا»
از سنگر دانش تا میدان جهاد
شهید «محمد حسن پورمند صفا»، رزمندهای بود که تحصیل و جهاد را دو بالِ عروج خود به سوی معبود میدانست. او که با فرماندهیِ دسته در عملیات «عاشورای ۳»، ثابت کرد دفاع از میهن مانعی برای کسب علم نیست، در حالی که سودای خدمت به کشور از طریق علم حقوق را در سر داشت، در ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ در فکه به آرزوی دیرینهاش، یعنی لقاءالله رسید.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «محمد حسن پورمند صفا» در نخستین روز از بهار سال ۱۳۴۰ در تهران و در خانوادهای صمیمی دیده به جهان گشود. پدرش احمد، پیرایشگری شریف بود که با کسب روزی حلال، بذر ایمان را در دل فرزندانش کاشت. محمد حسن همواره از خانوادهاش به نیکی یاد میکرد و خود را عاجز از قدردانی مهربانیهای آنان میدانست؛ روحیهای که نشانی از تربیت دینی و اخلاقمداری او در دوران رشد داشت.
دوران تحصیل محمد حسن با طوفانهای انقلاب گره خورد. او که تا سال اول دبیرستان تحصیل کرده بود، در شرایطی که جوانان غیور این سرزمین در بندِ دژخیمان شاه بودند، درس خواندن را بیمعنا یافت و تحصیل را رها کرد. اما با پیروزی انقلاب و دمیده شدن روح تازه در کالبد جامعه، او با عشقی جوشان نسبت به امام راحل (ره)، دوباره به تحصیل روی آورد. او سودای رشته علوم قضایی و حقوق را در سر داشت تا با تخصص خود، گرهی از گرههای نظام مقدس جمهوری اسلامی باز کند.
محمد حسن در سالهای ۵۹ و ۶۰ وارد فعالیتهای بسیج شد. او که جنگ را آزمونی بزرگ میدید، راهی جبههها شد و در عملیات «والفجر مقدماتی» شرکت کرد. نگاه او به تحصیل، نگاهی استراتژیک بود؛ او همواره به دوستانش تذکر میداد که: «اگر بچههای حزباللهی درس نخوانند و تخصص نداشته باشند، دیگران پستهای حساس مملکت را میگیرند و حرکت انقلاب را منحرف میکنند.
او همزمان که در جبهه میجنگید، کتابهای درسیاش را نیز همراه داشت. در سال ۶۱ برای ادای دین به جبهه مقاومت راهی سوریه و لبنان شد. همرزمانش از روزهداریهای او در ماموریتها و مناجاتهایش در حرم حضرت زینب (س) خاطرات بسیاری داشتند. او پس از بازگشت از لبنان، دوباره عازم جبهههای جنوب گشت و درعملیات «والفجر ۴» شرکت کرد و مجروح شد، اما زخمهایش مانع ادامه تحصیل و جهاد نشد.
جبهه برای او میعادگاهِ دیدار با امام زمان (عج) بود. محمد حسن در قنوت نمازهایش همواره زمزمه میکرد: «خدایا! شهادت در راه خودت و زیر پرچم پیامبرت را نصیبم کن».

آخرین باری که به تهران بازگشت، برای شرکت در کنکور دانشگاه بود. او به همه ثابت کرد که خواستن توانستن است و میتوان هم مجاهدِ میدانِ نبرد بود و هم تشنهی آموختن. پس از آزمون، دوباره راهی جبهه شد. سرانجام در ۲۵ مرداد ۱۳۶۴، در عملیات «عاشورای ۳» در منطقه فکه، بر اثر اصابت ترکش به پهلو، حسینگونه به شهادت رسید و روح بلندش از بندِ مادیات رها شد و به عرش پر کشید.
پیکر مطهر این شهید والامقام در قطعه ۲۷ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد تا یادمانی از دانش و جهاد برای نسلهای آینده باشد.