قامتهایی که اسارت خم نکرد؛ روایت دو آزاده آذربایجانی
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، همزمان با سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، علیاکبر سلمانی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی، به همراه عبدالرزاق میراب، مشاور استاندار در امور ایثارگران، با دو آزاده سرافراز عملیات خیبر دیدار و از سالها صبر، ایثار و استقامت آنان تجلیل کردند.

در این دیدار، حسن شیرین و احد رسولی، خاطراتی از دوران حضور در جبهه، عملیات خیبر و شش سال و نیم اسارت در اردوگاههای رژیم بعثی را بازگو کردند. مسئولان حاضر نیز بر ضرورت تکریم آزادگان و رسیدگی به مسائل جامعه ایثارگری تأکید کردند.
از خیبر تا موصل؛ روایت سروهایی که اسارت قامتشان را خم نکرد
هر سال که ۲۶ مرداد از راه میرسد، تقویم ایران ورقی از جنس دلتنگی، انتظار و شکوه را پیش روی مردم میگشاید؛ روزی که پس از سالها چشمانتظاری، درهای میهن به روی کاروان آزادگان گشوده شد و مادران، پدران، همسران و فرزندانی که سالها تصویر عزیزانشان را در قاب خاطرات نگاه داشته بودند، سروهای صبور خود را در آغوش گرفتند.
۲۶ مرداد، تنها یادآور بازگشت گروهی از رزمندگان به خاک وطن نیست؛ این روز، روایت بازگشت مردانی است که سالهای جوانیشان را در پشت دیوارهای بلند اردوگاههای دشمن سپری کردند، اما حتی در سختترین لحظهها، از ایمان، هویت و آرمانهای خود دست نکشیدند. مردانی که اسارت را به مدرسهای برای صبر و مقاومت تبدیل کردند و با قامتی خمنشده، به میهن بازگشتند.
در آستانه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، علیاکبر سلمانی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی، به همراه عبدالرزاق میراب، مشاور استاندار آذربایجانشرقی در امور ایثارگران، با حضور در منزل دو تن از آزادگان عملیات خیبر، از سالها صبر، استقامت و ایثار آنان تجلیل کردند.
این دیدارها، تنها عیادت و تجلیل از دو رزمنده نبود؛ فرصتی بود برای ورق زدن بخشی از تاریخ زنده دفاع مقدس؛ تاریخی که در نگاه آرام و چهرههای صبور آزادگان، هنوز میتوان ردپای روزهای پرالتهاب جبهه، لحظه اسارت، غربت اردوگاه و شیرینی بازگشت به وطن را دید.
مردی که پس از اسارت، خادم شهدا شد
یکی از آزادگان مورد تجلیل در این دیدار، حسن شیرین، آزاده سرافراز عملیات خیبر است؛ مردی که پس از تحمل سالهای دشوار اسارت، زندگی خود را در مسیر خدمت به خانواده معظم شهدا و ایثارگران ادامه داد.
او سالها در بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی، در جایگاه کارمند و خادم شهدا و ایثارگران خدمت کرد و امروز، اگرچه بازنشسته شده است، اما خاطره حضورش در مجموعهای که مأمن خانوادههای شهدا و جانبازان است، همچنان ماندگار است.
شیرین از آن دست مردانی است که رنج سالهای اسارت را به بهانهای برای گوشهنشینی بدل نکرد. او پس از بازگشت، با همان روحیهای که در روزهای دفاع از میهن داشت، مسیر خدمت را برگزید؛ گویی سالهای اردوگاه، به او آموخته بود که زندگی، هرچند با سختی همراه باشد، میتواند صحنهای برای ایستادگی و خدمت باشد.
خاطرات آزادگان، غالباً با واژههایی چون درد، دلتنگی، شکنجه و محرومیت گره خورده است؛ اما در میان روایتهای آنان، نوری از امید و همدلی نیز جریان دارد. آنان در اردوگاهها، در همان روزهایی که از سادهترین امکانات زندگی محروم بودند، برای یکدیگر خانواده شدند؛ با تقسیم اندک داشتهها، با پنهانکردن اشکها برای حفظ روحیه همرزمشان و با زمزمه دعا و یاد وطن، شبهای بلند اسارت را پشت سر گذاشتند.
از گیلانغرب تا موصل ۲؛ راهی به وسعت ایستادگی
احد رسولی، دیگر آزاده دیدارکننده با مسئولان استان، از رزمندگان گردان امامحسین(ع) لشکر عاشورا است؛ مردی که در ۱۱ اسفند سال ۱۳۶۲ و در اوج جوانی، لباس رزم بر تن کرد و راهی جبهههای نبرد شد.
مسیر او از گیلانغرب آغاز شد؛ مسیری که در ادامه، به عملیات خیبر و سپس اردوگاه موصل ۲ در حوالی سامرا رسید. رسولی در عملیات خیبر به اسارت نیروهای رژیم بعثی درآمد و شش سال و نیم از عمر خود را در اردوگاههای دشمن گذراند؛ سالهایی که برای بسیاری شاید تنها عددی در تقویم تاریخ باشد، اما برای آزادگان، لحظهلحظه آن با ایستادگی، آزمون و مقاومت معنا یافته است.
در خاطرات آزادگان، اردوگاه تنها یک مکان جغرافیایی نیست؛ سرزمینی است از رنج و انتظار. جایی که گاهی یک خبر کوتاه از ایران، یک تکه کاغذ، یک نامه از خانواده یا حتی شنیدن نام وطن، میتوانست روزنهای از امید را در دلها روشن کند.
آزادگان در آن سالهای سخت، با خاطره مادران چشمانتظار، دعاهای پدران، دلتنگی همسران و تصویر کودکانشان زندگی میکردند. بسیاری از آنان، هنگام رفتن به جبهه جوان بودند و هنگام بازگشت، سالهای زیادی از عمرشان را پشت دیوارهای اردوگاه جا گذاشته بودند؛ اما آنچه بازگرداندند، تنها جسمی خسته نبود، بلکه گنجینهای از ایمان، پایداری و کرامت انسانی بود.
حضور احد رسولی در این دیدار، خود تصویری گویا از همین حقیقت بود؛ قامتی استوار، نگاهی روشن و حافظهای زنده از روزهایی که برای نسل امروز شاید در کتابها خوانده شود، اما برای او و همرزمانش، با رنج، اشک، امید و مقاومت نوشته شده است.
اسارت؛ فصل دیگری از جهاد
آزادگان، بازماندگان نبردی هستند که عظمت آن را نهفقط در فتح خاک، بلکه در فتح دلها و ایستادگی بر سر ایمان باید جستوجو کرد. آنان در سالهای غربت، با سکوتی که از بلندترین فریادها رساتر بود، به جهان نشان دادند که عزت یک ملت را نمیتوان در حصار اردوگاهها زندانی کرد.
آنان با وجود فشارها و سختیهای فراوان، چراغ امید را در دل یکدیگر روشن نگه داشتند؛ با برپایی مراسمهای مذهبی، حفظ پیوندهای معنوی، آموزش و گفتوگو با همرزمان و دلسپردن به یاد خدا و وطن. همین روحیه جمعی و همین باور عمیق، دیوارهای بلند اسارت را برای آنان کوتاهتر میکرد
آزادگان، در حقیقت، راویان زنده بخشی از تاریخ پرافتخار این سرزمیناند؛ راویانی که خاطراتشان باید شنیده، ثبت و برای نسلهای آینده بازگو شود. چراکه در پس هر خاطره از اردوگاه، درسی از صبر نهفته است و در پس هر روایت از بازگشت، نشانهای از وفاداری مردانی دیده میشود که برای سربلندی ایران، از عزیزترین سالهای زندگی خود گذشتند.
در این دیدارها، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی و مشاور استاندار در امور ایثارگران، ضمن قدردانی از مقام والای این دو آزاده سرافراز، بر لزوم رسیدگی جدی به مسائل جامعه ایثارگری تأکید کردند.
مسئولان حاضر، آزادگان را گنجینههای زنده تاریخ انقلاب و دفاع مقدس دانستند و یادآور شدند که تکریم آنان، تنها ادای احترام به چند سال اسارت نیست؛ بلکه پاسداشت حماسهای بزرگ است که باید نسل به نسل منتقل شود.
۲۶ مرداد، تنها یک روز در تقویم نیست؛ روزی است که ملت ایران، پارههای وجود خود را پس از سالها انتظار در آغوش گرفت؛ روزی که اشک شوق با غرور ملی درآمیخت و وطن، بازگشت فرزندان صبورش را جشن گرفت.
آزادگان آمدند؛ با دستهایی خالی از دارایی دنیوی، اما با دلهایی سرشار از ایمان. آمدند تا ثابت کنند هیچ دیواری، هرچقدر بلند، نمیتواند اراده مردانی را بشکند که دل به خدا سپردهاند و برای عزت میهنشان ایستادهاند.




انتهای پیام/