روایت زندگی و شهادت شهید حسن اسکندری؛ خادم قانون و دلداده اهلبیت(ع)
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید حسن اسکندری در نوزدهم مردادماه سال ۱۳۷۰ در محمدشهر کرج، در استان البرز دیده به جهان گشود. او در خانوادهای مذهبی و صمیمی پرورش یافت و از همان سالهای کودکی، روحیه مهربانی، مسئولیتپذیری و ادب در رفتار و منش او نمایان بود. خانواده و اطرافیانش، حسن را جوانی آرام، خوشبرخورد و خوشاخلاق میشناختند که لبخند همیشگیاش، بسیاری از خستگیها و دلنگرانیها را از اطرافیان دور میکرد.
او دوران تحصیل خود را با جدیت دنبال کرد و در رشته حقوق ادامه تحصیل داد. علاقهمندی به عدالت، نظم و دفاع از حق، موجب شد مسیر شغلی خود را نیز در همین حوزه انتخاب کند. شهید اسکندری پس از ورود به مجموعه انتظامی، در اداره معاونت حقوقی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران مشغول به خدمت شد و با روحیهای متعهدانه و پرتلاش، مسئولیتهای خود را انجام میداد.
همکارانش از او به عنوان نیرویی باانگیزه، دقیق و مسئولیتشناس یاد میکنند؛ فردی که همواره تلاش داشت امور محوله را با دقت و وجدان کاری بالا به سرانجام برساند. او هیچگاه خدمت را تنها یک وظیفه اداری نمیدانست، بلکه آن را نوعی ادای دین به مردم و انقلاب تلقی میکرد.
در کنار فعالیتهای شغلی، شهید حسن اسکندری به ورزش، بهویژه فوتبال، علاقه فراوانی داشت و این رشته را به صورت منظم دنبال میکرد. روحیه پرنشاط، تحرک و انرژی مثبت او موجب شده بود در جمع دوستان و همکاران نیز محبوبیت ویژهای داشته باشد. بسیاری از دوستانش، از اخلاق جوانمردانه و رفتار صمیمی او در زمین فوتبال خاطرات فراوانی دارند.
اما آنچه بیش از هر چیز در شخصیت شهید اسکندری جلوه داشت، ارادت قلبی او به اهلبیت(ع) بود. او حضوری مستمر و فعال در هیئتهای مذهبی داشت و هیئت هفتگیاش هیچگاه ترک نمیشد. نهتنها در جلسات مذهبی شرکت میکرد، بلکه از میانداران و فعالان هیئت نیز بود و با شور و اخلاص در برگزاری مراسم اهلبیت(ع) نقشآفرینی میکرد.
علاقه او به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) وصفناشدنی بود، اما خانواده و دوستانش میگویند شهید اسکندری «به شدت امام حسنی بود» و ارادت خاصی به کریم اهلبیت(ع) داشت. همین روحیه کرامت، مهربانی و گذشت نیز در رفتار فردی او نمود پیدا کرده بود.
از دیگر ویژگیهای برجسته شهید، علاقه عمیق و کمنظیرش به مادر بود. با وجود دیدارهای مکرر و دورهمیهای خانوادگی، هر بار که مادرش را میدید، ابتدا او را در آغوش میگرفت و سپس دستانش را میبوسید. این احترام و محبت، تنها یک رفتار ظاهری نبود، بلکه ریشه در باورها و تربیت دینی او داشت. خانوادهاش میگویند حسن همواره تلاش میکرد رضایت مادر را به دست آورد و محبت به خانواده را از مهمترین اصول زندگی خود میدانست.
سرانجام این جوان مؤمن و فداکار، در یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در شهر کرج و در جریان حملات دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید.
در زمان وقوع حملات، دستور تخلیه ساختمان فرماندهی انتظامی صادر شده بود و بیشتر نیروها از محل خارج شده بودند. تنها چند نفر در ساختمان حضور داشتند که پس از دو انفجار اولیه، شهید حسن اسکندری به همراه سه نفر از همکارانش و دو تن از نیروهای بسیج، برای کمک و نجات افراد باقیمانده وارد ساختمان شدند.
در حالی که عملیات امدادرسانی و کمکرسانی در حال انجام بود، دشمن صهیونیستی چهار حمله و انفجار پیاپی را رقم زد. در جریان این حملات، ترکش به پشت سر شهید اسکندری اصابت کرد و او در کنار یک خودرو بر زمین افتاد. شدت انفجارها و آتشسوزی ناشی از آن، موجب شعلهور شدن خودرو شد و پیکر مطهر این شهید والامقام به شدت سوخت.
شدت جراحات و سوختگی به حدی بود که شناسایی هویت شهید از طریق آزمایش DNA انجام شد و مراسم تشییع پیکر مطهرش نیز تا اعلام نتایج نهایی به تعویق افتاد. این حادثه تلخ، خانواده، دوستان، همکاران و مردم منطقه را در غمی سنگین فرو برد؛ اما در عین حال، جلوهای از ایثار و مسئولیتپذیری نیروهایی را به نمایش گذاشت که حتی در سختترین شرایط، برای نجات جان دیگران از خود گذشتند.
شهید حسن اسکندری نمونهای از نسل جوان، مؤمن و انقلابی بود که زندگی خود را وقف خدمت، اخلاق، خانواده و باورهای دینی کرد. او در میدان کار، فردی مسئولیتپذیر؛ در جمع دوستان، انسانی خوشرو و صمیمی؛ در خانواده، فرزندی مهربان و قدردان؛ و در مسیر اهلبیت(ع)، خادمی بااخلاص بود.
امروز نام و یاد این شهید عزیز، نهتنها در خاطر خانواده و دوستانش، بلکه در حافظه مردم البرز و همکارانش ماندگار شده است؛ جوانی که با لبخند زندگی کرد، با اخلاص خدمت کرد و در راه نجات دیگران، جاودانه شد.
انتهای پیام/