خاطرات شفاهی همسران شهدا؛
دعایی که در ۲۴ سالگی مستجاب شد؛ روایتی از زندگی کوتاه اما پروازِ بلند شهید «ترابیان»
زهره خسروی، همسر شهید والامقام «شهید اکبر ترابیان»، از مردی میگوید که از نخستین روزهای زندگی مشترک، شهادت را آرزوی خود میدانست و با وجود آگاهی از خطرهای حضور در سپاه و جبهه، قدم در این مسیر گذاشت؛ آرزویی که در ۲۴سالگی و هنگام آزمایش مهمات جنگی، با شهادتش به حقیقت پیوست.
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «اکبر ترابیان» در پنجم مهر ۱۳۴۰، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش نصرالله و مادرش، فرنگیس نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۵، در پادگان امام حسین زادگاهش بر اثر انفجار مین در حین خنثی کردن انفجار مین شهید شد. مزار او در قطعه ۵۳ گلزار شهدای بهشت زهرای تهران واقع است.

زهره خسروی همسر شهید والامقام «شهید اکبر ترابیان»، با مرور خاطرات آن دوران میگوید: «از همان روزهای نخستِ پیوندمان، همسرم بیپرده از مسیرِ دشوارِ فعالیتش در سپاه و حضورِ مداوم در جبههها سخن میگفت و صادقانه تأکید داشت که با این شرایط، ممکن است عمر زندگی مشترکمان طولانی نباشد.»
او از دعاهای عاشقانهای که میانشان جاری بود، چنین یاد میکند: «همیشه دعا میکرد که پایانِ زندگیاش شهادت باشد و من هم که نمیخواستم او را از دست بدهم، با دلی که برایش میتپید، دعا میکردم تا به آرزویش برسد، اما همیشه با بغض میگفتم: «شهادت قسمتت بشه، ولی نه به این زودی!»
در ادامه فیلم این مصاحبه را مشاهده میکنید.