خاطره/شهید محمدمهدی قنبری؛ خادمی که عشق به سیدالشهدا (ع) را میراث فرزندش کرد

به گزارش نوید شاهد کردستان، از همان نوجوانی، مهدی با نام و یاد امام حسین (ع) بزرگ شد. همیشه پای ثابت هیئت بود و در هیئت «رهپویان علوی» سریشآباد فعالیت میکرد. محرم که میرسید، حال و هوای دیگری پیدا میکرد؛ انگار تمام وجودش برای خدمت به عزاداران امام حسین (ع) آماده میشد. بیشتر روزهای محرم را در چایخانه هیئت میگذراند، چای میریخت و با عشق از عزاداران پذیرایی میکرد.
وقتی با مهدی ازدواج کردم، بیشتر از قبل متوجه شدم که علاقهاش به امام حسین (ع) فقط حضور در مراسمها نیست؛ بلکه یک عشق عمیق در وجودش بود. هرجا کاری از دستش برمیآمد، برای هیئت، مراسمهای مذهبی و نذریها انجام میداد. برایش فرقی نمیکرد کار کوچک باشد یا بزرگ؛ همین که میتوانست خدمتی برای دستگاه امام حسین (ع) انجام دهد، خوشحال میشد.
در این چهار سالی که کنار هم زندگی کردیم، بارها دیدم که چطور با شوق و علاقه برای خدمت در هیئتها تلاش میکند. هیچوقت از کار خسته نمیشد. انگار خادمی امام حسین (ع) برایش نه یک وظیفه، بلکه یک افتخار بود.
یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم مانده، محرم سال گذشته بود؛ اولین محرمی که پسرمان به دنیا آمده بود. مهدی او را در آغوش گرفته بود و در همان حال در چایخانه هیئت مشغول ریختن چای برای عزاداران بود. آن صحنه برایم خیلی خاص و دوستداشتنی بود. از آن لحظه عکس گرفتم؛ عکسی که برای من یادآور عشق مهدی به امام حسین (ع) و علاقهاش به ادامه دادن این راه توسط فرزندمان است.
وقتی پسرمان را بغل کرده بود، خوشحالی خاصی در چهرهاش دیده میشد. انگار خوشحال بود که حالا میتواند همراه فرزندش هم در مسیر خدمت به اهلبیت (ع) قدم بردارد و این عشق را به او یاد بدهد.
مهدی سالها خادم امام حسین (ع) بود و این ارادت در تمام زندگیاش دیده میشد. حتی نذر سالانه پدرم را از زمانی که ازدواج کرده بودیم خودش انجام میداد. پخت مرغ نذری را با دل و جان بر عهده میگرفت و هیچوقت از این کار خسته نمیشد. برای او خدمت به دیگران و کمک در کار خیر، آرامش خاصی داشت.
حالا که به روزهای گذشته فکر میکنم، میبینم مهدی همانطور که در زندگی دنیاییاش عاشق خدمت بود، با همان عشق و اخلاص قدم در راهی گذاشت که پایانش شهادت شد. یادش برای من و خانوادهام همیشه با نام امام حسین (ع)، هیئت و خدمت خالصانه گره خورده است.