آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۶۳۰۵
۱۰:۲۴

۱۴۰۵/۰۵/۰۷
گفت‌و‌گو با همسر شهید جنگ رمضان؛

مردی که تا آخرین لحظه پای خانواده و مسئولیتش ایستاد

همسر شهید محمدمهدی قنبری، از شهدای جنگ تحمیلی سوم، از زندگی مشترک، ویژگی‌های اخلاقی، روحیه مسئولیت‌پذیری و آخرین لحظات همراهی با این شهید روایت می‌کند؛ مردی که همواره تکیه‌گاه خانواده بود و پس از سال‌ها مجاهدت و خدمت، یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به شهادت رسید.


مردی که تا آخرین لحظه پای خانواده و مسئولیتش ایستاد

به گزارش نوید شاهد کردستان، شهید محمد مهدی قنبری در چهاردهم بهمن‌ماه سال ۱۳۷۱ در شهرستان قروه دیده به جهان گشود. وی پس از سال‌ها تلاش، مجاهدت و خدمت در مسیر انجام وظیفه، یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به فیض شهادت نائل آمد و به جمع شهدای سرافراز اسلام پیوست.

همسر شهید محمدمهدی قنبری در روایت از زندگی مشترک خود با این شهید می‌گوید: اگر بخواهم مهدی را معرفی کنم، باید بگویم مردی بسیار دلسوز، مهربان، خانواده‌دوست، شوخ‌طبع، مسئولیت‌پذیر و باغیرت بود. خانواده برایش اهمیت زیادی داشت و همیشه تلاش می‌کرد تکیه‌گاه من و بچه‌ها باشد. در زندگی مشترکمان تمام تلاشش را می‌کرد تا آرامش و امنیت را برای خانواده‌اش فراهم کند.

وی ادامه می‌دهد: مهدی در محل کار هم بسیار احساس مسئولیت می‌کرد. همیشه خودش را در قبال همکاران و سربازانش مسئول می‌دانست و همین روحیه باعث شد در لحظه‌ای که برای کمک به آنها رفت، در حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به شهادت برسد.

همسر شهید قنبری با اشاره به روحیه آینده‌نگر شهید می‌گوید: مهدی برای آینده خانواده‌مان برنامه داشت. ما برای سال‌های بعد، حتی دوران بازنشستگی‌اش، آرزو‌ها و برنامه‌های زیادی داشتیم. او عاشق زندگی بود، اهل سفر و طبیعت بود و از ماهیگیری لذت می‌برد. در کنار اینها، ارادت خاصی به اهل‌بیت (ع)، به‌خصوص حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت رقیه (س) داشت و در ایام محرم با عشق در هیئت‌ها و چایخانه‌ها خدمت می‌کرد.

مهدی، تکیه‌گاهی برای خانواده

وی درباره ویژگی اخلاقی برجسته شهید بیان می‌کند: مهم‌ترین ویژگی مهدی برای من، حس مسئولیت‌پذیری او نسبت به خانواده بود. همیشه مثل کوهی پشت من و بچه‌ها ایستاده بود. وقتی کنار او بودم، احساس امنیت و آرامش داشتم و خیالم از آینده راحت بود، چون می‌دانستم همسرم مردی است که برای زندگی‌مان تلاش می‌کند.

او ادامه می‌دهد: من کنار مهدی معنای واقعی زندگی و عشق را فهمیدم. حضورش برایم آرامش بود و همیشه می‌دانستم در هر شرایطی می‌توانم به او تکیه کنم.

آخرین دیدار؛ «فقط مراقب خودت باش»

همسر شهید قنبری درباره آخرین دیدار با همسرش روایت می‌کند: آخرین باری که همدیگر را دیدیم، در سنندج بود؛ همان روزی که جنگ آغاز شده بود و مهدی داشت به محل کارش می‌رفت. تمام حرفم به او این بود: «مهدی جان، فقط مراقب خودت باش، نگرانتم.»

وی می‌افزاید: آخرین تماس تلفنی‌مان هم قبل از شهادتش بود. من به خاطر شرایط، خیلی نگران امنیتش بودم و مدام دلهره داشتم. حتی می‌ترسیدم تماس گرفتنم برایش مشکلی ایجاد کند، اما خودش می‌گفت: «تو تندتند بهم زنگ بزن، الان که قطع کردی دوباره زنگ بزن.»

همسر شهید ادامه می‌دهد: بعد از آن، دوبار دیگر خودش تماس گرفت و پرسید: «چیزی لازم داری از خانه بیارم؟» وسایلی را که گفته بودم، برنداشته بود؛ چون می‌گفت: «برمی‌گردیم خونمون...» ما هنوز فکر می‌کردیم قرار است دوباره به خانه برگردد.

وی می‌گوید: در همان تماس، با پسرمان هم چند لحظه صحبت کرد و از او پرسید: «بابا رو دوست داری؟» من تمام مدت فقط یک جمله را تکرار می‌کردم: «مراقب باش...»

وصیتی که نوشته نشد؛ چون امید به بازگشت داشتیم

همسر شهید محمدمهدی قنبری درباره وصیت‌نامه شهید می‌گوید: ما هیچ‌وقت درباره وصیت صحبت نکرده بودیم. ما پر از امید و آرزو برای آینده بودیم. برای دوران بازنشستگی مهدی و سال‌های بعد از آن برنامه داشتیم و هیچ‌وقت تصور نمی‌کردیم قرار است این‌گونه از هم جدا شویم. تمام فکر و برنامه ما برای ادامه زندگی در کنار هم بود، نه برای نبودن.

عهدی که حتی شهادت هم نتوانست آن را بشکند

وی در پایان با بیان دلتنگی خود برای همسر شهیدش می‌گوید: مهدی جان، خیلی دلتنگتم. تا ابد دوستت دارم و عاشقتم. پای عهدی که با هم بستیم می‌مانم. منتظرت هستم تا روز موعود و رجعتت.

همسر شهید قنبری خاطره‌ای ماندگار از زندگی مشترکشان را این‌گونه روایت می‌کند: یکی از خاطراتی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، عهدی است که از ابتدای زندگی مشترکمان با هم بستیم. روز عقدمان قول دادیم که تا ابد برای هم باشیم و هیچ چیزی باعث جدایی ما نشود.

وی ادامه می‌دهد: بعد‌ها در سفرمان به کربلا، در بین‌الحرمین دوباره این عهد را تازه کردیم. در آن فضای معنوی، به هم قول دادیم که هیچ چیزی، حتی مرگ، نمی‌تواند باعث جدایی ما شود.

سخن پایانی

همسر شهید در پایان می‌گوید: امروز که به آن لحظات فکر می‌کنم، بیشتر معنای آن عهد را درک می‌کنم. شاید مهدی از کنارم رفته باشد، اما عشق، خاطرات و عهدی که با هم بستیم همچنان پابرجاست.

منبع: نویدشاهد

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه