آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۶۱۲۳
۱۳:۲۵

۱۴۰۵/۰۵/۰۵

خون شهید موجب جاودانگی اسلام می‌شود

شهید «علی قربانی» در قسمت اول وصیت‌نامه‌‌اش نوشت: «پدرم، می‌دانم که خیلی مرا دوست داشتی ولی خودت می‌دانی که در این مرحله از جنگ، خون‌هایی لازم است تا از این دین مقدس حفاظت کند تا بتوانیم بر کل جهان غلبه پیدا کنیم.»


خون شهید موجب جاودانگی اسلام می‌شود

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید علی قربانی یادگار غلامعلی در تاریخ پانزدهم دی ماه سال ۱۳۴۴ در شهرستان ورامین چشم به جهان گشود. تحصیلاتش را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد.  پاسدار بود.  معاون گروهان نصر از گردان حضرت علی اکبر (ع) لشکر ۱۰ حضرت سیدالشهداء(ع) را بر عهده داشت. این شهید گرانقدر هفدهم تیر سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۱ در منطقه مهران به شهادت رسید.

قسمت اول وصیت‌نامه‌ِ شهید «علی قربانی» در ادامه می‌خوانید:

شروع می‌کنم به نام خدایی که برحق است و ما را از خاک متولد و به سوی خاک می‌برد. مردنی که به قدرت الهی مجددا زنده می‌گرداند و هر کس را به جزای اعمالش می‌رساند. در قبال آن آتش و بهشت در این دنیا باید امتحان بدهد و چه خوب است که با معدل خوب به آن دنیا هجرت کند.

با سلام بر مهدی (عج) و درود بر امام عزیز و یاران باوفایش و درود و سلام به آقا امام حسین سرور شهیدان و دیگر شهدای راه خدا و سلام بر خانواده‌های شهدای انقلاب که به قول امام عزیز چشم و چراغ این ملت هستند، سخنم را شروع میکنم.

پدرم، می‌دانم که خیلی مرا دوست داشتی ولی خودت می‌دانی که در این مرحله از جنگ، خون‌هایی لازم است تا از این دین مقدس حفاظت کند تا بتوانیم بر کل جهان غلبه پیدا کنیم. پدر عزیزم امیدوارم که حقیر را ببخشی و برایم طلب آمرزش کنی.

اما مادر عزیزم، نمی‌دانم چه بنویسم، هم اکنون که برایت می‌نویسم دلم می‌خواهد در گوشه‌ای بنشینم و گریه کنم. ولی خوب هر کس گفت: «لا اله الا الله» باید در عمل هم به اثبات برساند. می‌دانم که طاقت نداری خبر شهادتم را بشنوی حتی اگر یادت باشد از خدا می‌خواستی که قبل از شهادتم مرگت را خدا بدهد، ولی مادرم، چون فاطمه (س) صبور باش که چه رنج‌ها و مشقت‌ها کشید. فرزندان خود را فدای اسلام نمود.

مادرم مبادا در مرگم زیاد حسرت بخوری که منافقان کوردل بگویند با از دست دادن فرزند خود از این انقلاب دلسرد شده است. مادرم، علی پسرت می‌رود برای یاری کردن احکام الهی در سرتاسر گیتی تا خون سرخش را در کربلای جنوب بریزد. اگر با ریختن خون علیها اسلام پایدار است،‌ ای گلوله‌ها سینه سرخ مرا بشکافید.

و سخنی را با شما برادران عزیزم آغاز می‌کنم. آری، برادر می‌دانم مرگ من برای شما را کمرشکن است ولی باید برای رضای خدا هم که شده، صبر کنید. برادرانم، مبادا سر به پایین حرکت کنید که شما باید افتخار کنید که برادر خودتان در راه اسلام فدا شده است.

برادرانم امیدوارم که مرا ببخشید و از خدا بخواهید که ببخشد هیچ وقت جای مرا جبهه خالی نگذارید.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه