یادداشت| پایان سالها دلتنگی؛ امالبنین زمانه به جمع فرزندان شهیدش شتافت
به گزارش نوید شاهد البرز؛ قصه او، داستان مادری است که کربلا را در کودکی نفس کشید و در جوانی، با تقدیم سه عصای دستش، عاشورایی دیگر را در زندگی خود معنا کرد. او که سالها صبورانه ایستاد و هرگز در برابر تقدیر الهی شکوه نکرد، اکنون در سومین روز رفتنش، میهمان سفره شهیدان خویش است؛ مادری که داغ سهگانه را به افتخاری ابدی بدل ساخت.
سومین روز خاکسپاری حاجیه خانم صغری نعمتی، مادر شهیدان صاحب، محمود و حامد نعمتی، فرصتی است برای ادای احترام به مادری بزرگوار که سه پسر خود را در راه اسلام، انقلاب و دفاع از وطن تقدیم کرد و پس از سالها صبر و استقامت، سرانجام به فرزندان شهیدش پیوست.
حاجیه خانم صغری نعمتی از زنان مؤمن، صبور و دلداده اهلبیت(ع) بود؛ مادری که ریشه در شهر یزد داشت و بخشی از کودکی خود را در این شهر گذراند، اما همراه خانوادهاش به سبب عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت(ع)، راهی کربلای معلی شد و سالهای کودکی و جوانیاش را در جوار بارگاه نورانی امام حسین(ع) سپری کرد. او از همان سالها با فرهنگ ایثار، ایمان و دلدادگی به اهلبیت(ع) مأنوس شد.
زندگی این مادر بزرگوار، با فراز و فرودهای بسیاری همراه بود. او در کربلا ازدواج کرد و در کنار همسری مؤمن و درستکار، خانوادهای باصفا و معتقد بنا نهاد. حاصل این زندگی، فرزندانی بودند که در دامان مادری پاکدامن و پدری شریف رشد یافتند و با روحیهای سرشار از دینداری، غیرت و وفاداری پرورش پیدا کردند.
با شدت گرفتن فشارها و آزار رژیم بعث علیه ایرانیان مقیم عراق، این خانواده نیز ناچار به ترک کربلا شدند و به ایران بازگشتند. آنان در کرج سکونت گزیدند و در همانجا فصل تازهای از زندگی خود را آغاز کردند؛ فصلی که خیلی زود با دفاع مقدس و میدان امتحان الهی گره خورد.
نخستین پسر این خانواده، شهید صاحب نعمتی، از آغازین روزهای جنگ تحمیلی، لباس رزم بر تن کرد و برای دفاع از اسلام و میهن راهی جبهه شد. او مردی متدین، پرتلاش و صادق بود و در میدان جهاد نیز با همان اخلاص و مردانگی حضور یافت. سرانجام این رزمنده دلاور در عملیات بیتالمقدس در دوم اردیبهشتماه ۱۳۶۱، در خرمشهر به شهادت رسید و نام خود را در شمار مدافعان سرافراز وطن ثبت کرد.
پس از شهادت صاحب، دو پسر دیگر این مادر، یعنی محمود و حامد، تاب ماندن نیاوردند و راه برادر را ادامه دادند. آنان با عزمی راسخ، راهی جبهه شدند تا جای خالی برادر شهیدشان را پر کنند. این دو برادر نیز پس از مجاهدت در راه دفاع از اسلام و ایران، در عملیات والفجر یک در بیست و دوم فروردین ۱۳۶۲، در یک روز به شهادت رسیدند و به برادر شهیدشان پیوستند.
بدینگونه، حاجیه خانم صغری نعمتی نهتنها مادر یک شهید، بلکه مادر سه پسر شهید شد؛ مادری که با قامتی استوار، داغی عظیم را در سینه نگاه داشت، اما هرگز لب به شکوه نگشود. او با ایمانی عمیق، شهادت فرزندانش را مایه افتخار میدانست و باور داشت که آنان جان خود را در راه رضای خدا، اسلام و حفظ وطن فدا کردهاند.
این مادر مؤمن و صبور، در همه سالهای فراق، نماد روشنی از استقامت و رضا بود؛ زنی که میشد در چهرهاش رنج را دید، اما از کلامش تنها ایمان و افتخار شنید. او از نسل مادرانی بود که عظمتشان در هیاهو گم میشود، اما ستونهای اصلی پایداری این سرزمیناند.
اکنون در سومین روز خاکسپاری این مادر آسمانی، یاد او را در حالی گرامی میداریم که پس از سالها دوری، به سه پسر شهیدش، صاحب، محمود و حامد، پیوسته است. بیتردید نام و یاد این مادر فداکار، در حافظه فرهنگ ایثار و شهادت زنده خواهد ماند؛ مادری که سه پاره تن خود را در راه وطن و اعتقاداتش تقدیم کرد و خود نیز با دلی سرشار از ایمان، به کاروان صابران پیوست.
یادداشت از نجمه اباذری