آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۵۵۰
۱۲:۱۶

۱۴۰۵/۰۴/۲۹
بمناسبت وفات مادر شهیدان مظفر:

۳ برادر که یک روز به شهادت رسیدند/ برادران مظفر؛ شهیدان ظفرمند «مرصاد»

سال ۱۳۶۷، عملیات مرصاد و شهادت سه برادر. حاج حسن، حاج علی و حاج رضا فرزندان رحم خدا مظفر در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند و اگرچه خود را جا مانده از قافله شهدا می‌دانستند، اما چند روزی از اعلام پایان جنگ نگذشته بود که به آرزوی دیرینه خود دست یافتند.


۳ برادر که یک روز به شهادت رسیدند/ برادران مظفر؛ شهیدان ظفرمند «مرصاد»

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، روز‌های نخست مردادماه یادآور عملیات ظفرمند «مرصاد» است. در این عملیات سه پسر از خانواده مظفر به شهادت رسیدند و در کنار یکدیگر آرام گرفتند. فرزندانی که با شور و شعور انقلابی راهی میدان نبرد شدند و اگرچه بر پیکرشان جراحت نشست و حتی دو تن از آنها چند روز نابینا شدند، اما تا پای جان ایستاند و جانانه جنگیدند و شهید شدند.

به‌مناسبت وفات حاجیه خانم کوکب اسکندری مادر این شهیدان والامقام، زندگی این شهیدان والامقام را مرور می‌کنیم.

شهید حاج حسن مظفر سال ۱۳۳۴ در مامازن پاکدشت دیده به جهان گشود و در همان جا دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را سپری کرد. سال ۱۳۵۴ در رشته هنر مربوط به صدا و سیما و در سال ۱۳۵۵ در دوره کارشناسی مربوط به وزارت نفت قبول شد، اما تحصیل در این دو دانشگاه را نپذیرفت.

سال ۱۳۵۶ در رشته ریاضی کامپیوتر دانشگاه تهران قبول شد و ادامه تحصیل داد، اما به لحاظ تلاش در مسائل سیاسی و اداری و انقلاب و جنگ و استفاده از مرخصی‌های تحصیلی اضطراری، تحصیل او به ۱۱ سال بعد و تقریباً تا قبل از شهادتش به طول انجامید. سازش ناپذیری با ضدانقلاب، سرمایه دار‌ها و طاغوتیان از خصوصیات بارز این شهید بود. ایشان با تمام وجود عاشق مستضعفین بود و بار‌ها گفته بود که شیرین‌ترین لحظات زندگی من زمانی است که مستضعفی به حقش برسد یا من بتوانم حقش را احقاق کنم.

او مدیری قاطع و منظم بود و در کار‌ها پیگیری عجیبی داشت. در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نقش بسزایی ایفا کرد و یکی از افراد فعال تشکیل دهنده تظاهرات و راهپیمائی‌ها علیه رژیم پهلوی در منطقه بود.

شهید حاج حسن مظفر در جنگ، دلاوری سلحشور و شجاع بود. با صدور فرمان حضرت امام خمینی (ره) و دعوت از مردم جهت کمک به سنندج و آزادسازی شهر‌های بوکان، سقز و مهاباد به کردستان رفت و مدتی به مبارزه پرداخت و در آنجا همراه شهید حسن قمی به تشکیل پیشمرگان کرد مسلمان پرداخت. در عملیات خیبر مجروح شیمیایی شد به نحوی که تمام بدن و صورتش سیاه شده و چشمانش مدت‌ها بینایی نداشت.

مسئولیت ایشان در این اواخر عضو انجمن اسلامی و جهاد دانشگاهی مسئول امور اداری دانشگاه –عضو هیئت رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان دانشگاه تهران – بازپرس زندان‌های قصر و اوین –راه اندازی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان‌ها –عضو ستاد نماز جمعه منطقه پاکدشت بود. ایشان در روز آخر که به جبهه اعزام شدند فرمود: مادر ما می‌رویم و شما از فردا صبح به گلزار شهداء می‌روی و سه قبر به این مقدار (با دستش اندازه را مشخص کرد) برای ما آماده می‌کنی سپس وقتی ما را آوردند به نوبت و به ترتیب من اول و سپس برادرم علی و سپس برادرم رضا را دفن می‌کنی... البته چنین هم شد و به وصیت او عمل گردید. شهید حاج حسن مظفر در تاریخ ۶/۵/۱۳۶۷ در عملیات مرصاد در کنار دو برادرش رضا و حسن به شهادت رسید.

شهید حاج علی مظفر سال ۱۳۳۷ در مامازن پاکدشت در خانواده مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات مقاطع ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت سپری کرد و سپس تحصیلات خود را تا اخذ مدرک لیسانس در رشته الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ادامه داد. او قبل از انقلاب در براندازی رژیم ستم شاهی فعالیت داشت در راهپیمائی‌ها و تظاهرات شرکت می‌کرد.

زمانی که دانشجوی تربیت معلم بود نوار و اعلامیه‌های حضرت امام را در میان دانشجویان توزیع می‌کرد و به شکل‌های مختلف اطرافیان را نسبت به خیانت‌های رژیم پهلوی آشنا می‌ساخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته انقلاب اسلامی محل فعالیت داشت. هنگامی که عده‌ای از مزدوران و اشرار در سیستان و بلوچستان و کردستان اغتشاش کردند، در ایجاد امنیت در آن مناطق نقش بسزایی ایفا کرد.

شهید حاج علی مظفر علاوه بر حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل در ساختن شخصیت دانش آموزان و همچنین بالا بردن بینش اسلامی معلمان اهتمام می‌ورزید. ایشان علاقه خاصی به شرکت در مجالس قرآن و روضه خوانی و عزاداری سرور شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) و حضور در مسجد داشت. شهید علی مظفر مدتی به سمت مدیر مدرسه، مدتی مسئول مقطع راهنمایی آموزش و پرورش ورامین و مدت پنج سال به سمت معاونت پرورشی و مدتی هم سرپرست اداره آموزش و پرورش ورامین به انجام خدمت پرداخت. در دوران دانشجویی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی و همچنین به عنوان نماینده دانشکده، عضو شورای سیاسی دانشکده‌های وابسته به دانشگاه تهران بود.

همچنین مسئولیت ناظرین کاروان‌های حج به عهده ایشان گذارده شد. او یکی از اعضای فعال ستاد نماز جمعه منطقه پاکدشت بود. با شروع جنگ تحمیلی در عملیات‌های مهمی نظیر مسلم بن عقیل (ع) – فتح المبین – بیت المقدس – والفجر ۴ و ۸ شرکت داشت و چندین بار از ناحیه پا و دست و چشم مجروح شد و یک بار در اثر جراحت شیمیایی به مدت چند روز نابینا بود.

کلامش همیشه این بود که می‌ترسم جنگ تمام شود و من به شهادت نرسم؛ حتی چند روز قبل از شهادت و بعد از پذیرش قطعنامه در پایان نماز مغرب و عشاء در مسجد در کنار دوستش اشک از دیدگانش جاری شد و گفت دیدی که جنگ تمام شد و این نعمت و سفره الهی برچیده شد و ما ماندیم. با حمله منافقین که با همکاری رژیم عراق انجام شد، شهید به دوستانش گفته بود که کشته شدن به دست منافقین اجر بیشتری دارد، چون به قول امام عزیزمان منافقین از کفار بدترند و سرانجام به همان شیوه‌ای که می‌خواست در تاریخ ۶/۵/۱۳۶۷ در عملیات مرصاد در کنار دو برادرش رضا و حسن و دیگر دوستان و همرزمانش به گروه عظیم شهدا پیوست.

شهید حجت الاسلام و المسلمین حاج رضا مظفر در سال ۱۳۴۰ در مامازن پاکدشت در خانواده‌ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پس از تحصیلات ابتدایی به علت عشق سرشار پدر مبنی بر طلبه شدن - حداقل یکی از فرزندان خود، از سال ۱۳۵۲ به قم رفت و به شاگردی در حوزه علمیه مفتخر شد. در سنین جوانی تحصیلات سطح ۱ را به اتمام رسانده و به تحصیلات خارج فقه و اصول می‌رسد. او همراه با تحصیلات حوزوی تحصیلات جدید را نیز ادامه و در سال ۱۳۴۶ فارغ التحصیل رشته علوم قضائی از مدرسه عالی قضائی قم شد.

قبل از انقلاب فعالیت‌های سیاسی خود را در قم به صورت شرکت در تظاهرات و راهپیمائی و پخش اعلامیه و نوار‌های حضرت امام بر علیه رژیم پهلوی شروع کرده و در روشنگری جوانان پرشور و مذهبی تلاش شبانه روزی داشت. سال ۱۳۵۶ در هنگام درگیری خیابانی با مزدوران شاه در قم دستگیر و روانه زندان شد و در آنجا مورد شکنجه قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قم پاسداری و حفاظت امام را عهده دار شد و با کمیته انقلاب اسلامی همکاری می‌کرد.

در سال ۱۳۵۸ با دیگر برادران خود در کنار دو برادر شهیدش حسن و علی به سیستان و بلوچستان شتافت و هنگامی که ضدانقلاب در پاوه پاسداران را به شهادت می‌رساندند با صدور فرمان امام جهت کمک به سنندج و آزاد سازی بوکان و سقز و مهاباد به کردستان رفته و در آنجا با دشمن به مبارزه پرداخت.

در همان دوران به کمک آوارگان فلسطینی به جنوب لبنان رفت و بیش از یک سال به رزم بی امان علیه صهیونیست‌ها پرداخت. در سن ۲۷ سالگی به مقام قضاوت و انجام مراحل تحلیف به مسئولیت حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان ورامین منصوب شد. کار و تلاش موفق او باعث شد به عنوان حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی پاسداران مرکز، نیرو‌های مشترک (سپاه – بسیج – کمیته) منصوب شد. پس از ادغام دادگاه انقلاب اسلامی در سازمان قضایی نیرو‌های مسلح، به مسئولیت حاکم شرع دادگاه کیفری ۲ شعبه ۱۹۹ دادگستری منصوب و همزمان با حفظ سمت، حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی اوین شد.

به دنبال حرکت‌های مذبوحانه ضدانقلاب خودفروخته در کردستان مسئولیت حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی پاسداران منطقه ۱۱ کشوری شامل آذربایجان غربی و کردستان را تقبل کرد. از اواخر سال ۱۳۶۶ تا قبل از شهادت به مسئولیت حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی مبارزه با مواد مخدر و منکرات تهران منصوب شد.

ایشان در سنگر هدایت گری و ارشاد نیز خطیبی توانا و جاذب بود. او از سال ۶۳ تا قبل از شهادت در سنگر نماز جمعه به سمت امام جمعه موقت پاکدشت انجام وظیفه می‌کرد. سرانجام در عملیات مرصاد در مصاف با منافقین کوردل در تاریخ ۶/۵/۱۳۶۷ همراه با دو برادر دیگرش به شهادت رسید.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه