یادداشت | با پای شهدا در مسیر کربلا؛ ردِّ پایی که هرگز محو نمیشود

زهرا محبی دبیر سایت نوید شاهد استان قزوین در یادداشتی نوشت: اگر خاطرات رزمندگانِ ایرانی و مدافعانِ حرم را ورق بزنید، یک جمله در اکثرِ وصیتنامهها و دلنوشتههایشان تکرار میشود: «خدایا، توفیقِ زیارت کربلا را روزی من کن، حتی اگر شده در خواب.» این آرزو، ریشه در یک حقیقت عمیق داشت؛ آنها جنگ را وسیلهای میدیدند برای زنده نگه داشتنِ همان پیامی که امام حسین(ع) برایش قیام کرد. شهید «چمران» در آخرین لحظاتش زمزمه «یا حسین» داشت و شهید «همت» در نامههایش از کربلا به عنوان «مکتب نهایی آزادگی» مینوشت.
اربعین؛ جایی که آرزوی دیرینه شهدا به بار مینشیند
امروز، اگر به مسیرِ پیادهروی نجف تا کربلا نگاه کنید، میبینید که آنچه شهدا فقط در خواب و آرزو داشتند، برای میلیونها انسانِ عادی به حقیقت پیوسته است. این زائران، بی آنکه شاید بدانند، امانتدارِ همان آرزویی هستند که عزیزترین جوانانِ این مرزوبوم برایش جان دادند. شهدا رفتند تا پرچم «هیهات منا الذله» بر زمین نماند، و امروز این پرچم در دستانِ همین زائرانِ خستهای است که با پایِ تاولزده، خود را به حرم میرسانند. گویی هر قدمِ این زائران، پاسخی است به فریاد شهیدی که در عملیات «کربلای ۵» زیرِ آتشِ دشمن، آخرین نگاهش را به سمت قبله عشق دوخت.
موکبها؛ ادامه همان سفرههای بهشتی شهدا
یکی از زیباترین جلوههای اربعین، موکبهای مردمی است؛ جایی که هیچ کس نمیپرسد اهل کجایی یا چه مذهبی داری. این دقیقاً همان روحیهای است که شهدا در جبههها به آن معروف بودند. رزمندگان در سنگرها، آخرین قرص نانشان را با همرزمشان تقسیم میکردند و امروز، پیرزنهای نجفی و جوانانِ اهوازی، همین کار را در موکبهای اربعین انجام میدهند. به جرات میتوان گفت که «اربعین، ادامه همان جبهه است با لباسی نو»، با این تفاوت که اینجا دشمن، ظلم و جهالت جهانی است و سلاح رزمندگان، محبت و خدمت بیچشمداشت.
شهدای مدافع حرم؛ حلقه وصل بین کربلا و اربعین امروز
در سالهای اخیر، شهدای مدافعِ حرم که برای دفاع از حرم زینبی(س) و رقیه(س) به سوریه رفتند، پیوند تازهای با قیام عاشورا ایجاد کردند. آنها نشان دادند که آرزوی زیارت کربلا، فقط به قدم زائر ختم نمیشود؛ بلکه گاهی باید برای باز کردنِ راه زائران، جان داد. امروز که زائرانِ اربعینی از مسیرهای امن عبور میکنند، مدیونِ خونِ پاک آن شهیدانی هستند که اجازه ندادند راه کربلا بسته شود.
نکتهای برای تأمل؛ آیا ما امانتدار خوبی هستیم؟
با تمام این تفاسیر، یک سوال بزرگ پیش روی ما زائران و شیفتگان اهلبیت(ع) وجود دارد: آیا واقعاً در این سفر، فقط به دنبال رفع نیازهای شخصی هستیم، یا میخواهیم ادامهدهنده راه شهدا باشیم؟ شهدا برای «تغییر» به میدان آمدند، برای اینکه جامعه، اخلاقیتر، عادلانهتر و عاشقانهتر شود. اربعینِ امروز، اگر فقط به یک تورِ زیارتی احساسی تبدیل شود، بیگمان با روح شهدا همخوانی نخواهد داشت. آنها دوست داشتند زائران حسین(ع)، «حسینی» زندگی کنند، نه اینکه فقط یک هفته در سال، حسینی راه بروند.
پیادهروی اربعین، آینه تمام نمای آرزوهای شهداست. هر قدمی که در این مسیر برداشته میشود، پژواکی است از دویدنِ آن رزمندگان در خاکریزهای جنوب؛ هر لیوان آبی که در موکبها نوشیده میشود، یادآورِ سفرههایِ سادهیِ سنگرهاست؛ و هر اشکی که برای مظلومیت حسین(ع) جاری میشود، تداوم همان نگاه بیدارگرِ شهیدانی است که در وصیتنامههایشان نوشتند: «خاک کربلا، قبلهگاه آرزوهای ماست».
بیایید در این اربعین، با خود عهد کنیم که فقط به پای پیاده اکتفا نکنیم؛ بیایید با بصیرت شهدا راه برویم، تا این حماسه، نه در یک روز، که در همه عمرمان جاری باشد. «اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود»؛ این، آرزوی مشترک شهدا و ماست.