خطاطی که مشق عشق را در میدان شهادت نوشت
به گزارش نوید شاهد خوزستان، سردار شهید حاج عبدالرسول فتحی نیا در ۱۸ شهریور ۱۳۵۴ در خانوادهای متدین و کشاورز دیده به جهان گشود. وی از همان کودکی همگام با تحصیل، طعم نان حلال را در زمینهای کشاورزی چشید؛ تجربهای که از او مردی سختکوش، صبور و خاکی ساخت.

از دامان روستایی تا میدانهای استقامت
دوران نوجوانیاش با شور انقلابی عجین بود و در مدرسه شهید نواب صفوی رشد کرد. فرماندهی پایگاه مقاومت بسیج شهید شاهپوری در سالهای دبیرستان، گواه نخستین درخشش او در عرصهی مسئولیتپذیری و دفاع از ارزشهای انقلاب بود.
پیوند هنر و تعهد در مسیر ولایت
پس از اخذ مدرک دیپلم به دانشگاه آزاد مسجد سلیمان راه یافت و در رشته حسابداری تحصیل کرد. وی تنها به علم آموزی اکتفا نکرد بلکه با هنر پردهنویسی و خطاطی پیامهای دینی و انقلابی را بر جان پارچهها حک میکرد که همواره چشم به وصیت عموی شهیدش داشت در دوراهی زندگی، راه پاسداری از حریم ولایت را برگزید تا خط عشق را در میدانهای خدمت مشق کند.
ازدواجی متبرک به رؤیای صادقه
در سال ۱۳۸۰ تقدیر الهی در حاشیه مراسم تشییع پیکر شهید سلطانمحمد پورفرج، وی را با همسری مومن و انقلابی از خاندان سردار شهید قباد فرجپور آشنا کرد. روایتی که از این پیوند در خاطرات خانواده جاری است نشان از پیوندی آسمانی دارد؛ جایی که همسرش یک روز پیش از خواستگاری در عالم رؤیا دیده بود که حضرت آیتالله خامنهای شخصاً برای فرزندشان خواستگاری میکنند این پیوند مبارک، ثمرهای از چهار فرزند به نامهای سجاد، ریحانه، محمدحسن و نجمه به یادگار گذاشت.
پاسداری در خدمت مردم
وی در سال ۱۳۸۱ دوره دانش آموختگی دانشگاه امام حسین (ع) را با موفقیت پشت سر گذاشت و راهی ناحیه مقاومت بسیج گتوند شد سفر به سرزمین وحی در سال ۱۳۸۴ نامش را به حاج رسول مزین کرد که با وجود مسئولیتهای سنگین نظامی و انتصاب به عنوان افسر جانشین سپاه استان خوزستان در سال ۱۳۹۸ هرگز از باغداری و کار در زمینهای کشاورزی دست نکشید؛ چرا که خدمت به خلق و تلاش برای نان حلال را جهادی مقدس میدانست. همرزمانش او را انسانی شجاع، مردمدار و بیادعا توصیف میکنند که در برابر پدر و مادر پیرش، همچون پروانهای بر گرد شمع متواضع بود.
پرواز حسین وار در ساعت ۲۱:۱۳
نقطه اوج زندگی سراسر حماسه این سردار در دهم اسفند ۱۴۰۴ رقم خورد آن روز که خبر عروج ملکوتی مولایش حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مدظله العالی) پیچید قلب حاج عبدالرسول تاب تپیدن نداشت او با دلی آکنده از غم، بیقرار به سوی محل کار شتافت و به یارانش گفت: «برایم دعا کنید بعد از شهادت آقا حتی یک روز زنده نمانم.» دعای وی در همان شب به اجابت رسید.
ساعت ۲۱:۱۳ زمانی که حمله پهپادی دشمن ستاد فرماندهی را هدف قرار داد حسین وار به میدان آمد و در خون خود غلطید تا به دیدار مولایش بشتابد شهیدی که ثابت کرد پیوند مرید و مراد با مرگ گسسته نمیشود.
انتهای پیام/